بازیگران صحنه زندگی

گروه نمایشی موعود اسلام آباد غرب

 
پوستر شمارش معکوس
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
 


 
 
شمارش معکوس
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦
 

اجرای عمومی نمایش شمارش معکوس توسط گروه نمایشی موعود      بکارگردانی دانیال حیدری بمناسبت دهه آخر صفر                                         (اربعین حسینی(ع) تا شهادت امام رضا (ع)) درمحل مجتمع فرهنگی هنری غدیر اسلام آباد غرب

نویسنده : رسول نقوی

کارگردان : دانیال حیدری

بازیگران : کامران دلریش

سیامک رعنایی

حسنا ارمند

دی 22تا 1 بهمن 1390 ساعت : 3  مجتمع فرهنگی هنری غدیر

 

 

 

 


 
 
اختتامیه مرصاد 90
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

بسمه تعالی

رأی هیأت داوران در مرحله پایانی جشنواره منطقه ای تئاتر مرصاد سال 1390

*بخش بروشور : دیپلم افتخار به همراه 1 میلیون ریال جایزه نقدی به هرکدام از طراحان بروشور های نمایشهای : 1- سرکارخانم حدیث تاری ( با ما به از این باش ...) از اسلام آباد غرب 2- آقای روح الله امامی ( صدای پوتین ها بیخ گوش تنهایی ) از خرم آباد *بخش نورپردازی : لوح تقدیر بهمراه مبلغ 1500000 ریال جایزه نقدی به مجری نور پردازی هر 10 نمایش شرکت کننده در جشنواره به جناب آقای حسن قنبری راد اهداء گردید. * بخش آهنگسازی : تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1500000 ریال به آهنگساز نمایش ( جغد قرمز ) آقای عبدالرضا غلامی . از هرسین *بخش طرحی لباس : رتبه دوم : تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ /000/500/1 ریال به طراح لباس نمایش ( با ما به از این باش ...) سرکار خانم سمیرا زنگنه از اسلام آباد غرب رتبه سوم : تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1000000 ریال به طراح لباس نمایش ( صدای پوتین ها بیخ گوش تنهایی ) جناب آقای روح الله امامی . از خرم آباد *بخش طراحی صحنه : رتبه سوم : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1000000 ریال به آقای نیما بیگلریان طراح صحنه نمایش ( آخرین نامه ) از همدان رتبه دوم : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /000/500 /1 ریال به آقای روح الله امامی طراح صحنه نمایش ( صدای پوتین ها بیخ گوش تنهایی ) از خرم آباد رتبه اول : تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 2000/000ریال به آقای بهزاد حیدری طراح صحنه نمایش ( جغد قرمز ) از هرسین *بخش بازیگری ( نوجوان ) : 1- لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /000/500 ریال به آقای علی دهقانی بازیگر نوجوان نمایش ( شکوفه های تلخ بلوط ) از ایلام 2- لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /000/500 ریال به آقای مهدی غیاثی بازیگر نمایش ( آخرین نامه ) از همدان *بخش بازیگری مرد: - تقدیر از بازیگر مرد : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /000/000/1 ریال مشترکا به هرکدام از بازیگران نمایش ( با ما به از این باش – آقای علی حسن نوری و حسین قنبری راد ) از اسلام آباد غرب اهداء گردید . *رتبه سوم بازیگری مرد : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /500/000 /1 ریال مشترکا به هرکدام از بازیگران : 1- جناب آقای جعفر دردانه بازیگر نمایش ( حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ) از شهرستان کنگاور 2- " " احسان ادیبی " " ( آخرین نامه ) از همدان اهداء گردید ./ *رتبه دوم بازیگری مرد: دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 2،000،000 ریال مشترکاً به هرکدام از بازیگران : 1- جناب آقای امیر دلفانی بازیگر نمایش (صدای پوتین ها بیخ گوش تنهایی) از شهرستان خرم آباد 2- جناب آقای سیدحسام الدین شریعتمداری بازیگر نمایش (آقای قاضی صدایم را می شنوید) از شهرستان بروجرد اهداء گردید . *رتبه اول بازیگرمرد : تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 3،000،000 ریال به جناب آقای گودرز رضایی بازیگر نمایش( رویای داغ نیم سوز) از اسلام آباد غرب *بخش بازیگری زن : تقدیر: 1- لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1،000،000 ریال به سرکار خانم سمیرا بهرامی بازیگر نمایش (غم سنگین غربت تو) از پاوه 2- لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1،000،000 ریال به سرکار خانم سمیرا زنگنه بازیگر نمایش (رویای داغ نیم روز) از اسلام آباد غرب *رتبه سوم بازیگر زن : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1،500،000 ریال مشترکاً به هرکدام از بازیگران : 1- سرکار خانم سارا مهری بازیگر نمایش (جغدقرمز) از هرسین 2- سرکار خانم روناک اسکندری بازیگر نمایش (شکوفه های تلخ بلوط ) از شهرستان ایلام *رتبه دوم بازیگری زن : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ 2،000،000 ریال به سرکار خانم نسرین احمدی بازیگر نمایش ( با ما به از این باش ) از اسلام آباد غرب اهداء گردید . *رتبه اول بازیگری زن : تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 3،000،000 ریال به سرکار خانم ساحره حسین آبادی بازیگر نمایش ( حسب حالی ننوشی و شد ایامی چند ) از کنگاور هیأت داوران به پاس حضور صمیمانه و ارزشمند 2 تن از پیشکسوتان عرصه تئاتر در این جشنواره بدینوسیله با اهدای لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ 1500000 ریال به هرکدام از آقایان محمد زارع زاده و معصوم صفیعی تقدیر و تشکر به عمل آورد . *بخش کارگردانی : تقدیر : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /1500000 ریال به کارگردان نمایش ( حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ) جناب آقای جعفر در دانه . از کنگاور رتبه سوم بخش کارگردانی : لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /2500000ریال به کارگردان نمایش ( جغد قرمز ) به سرکار خانم سارا مهری از هرسین رتبه دوم کارگردانی : تندیس جشنواره ، لوح تقدیر به همراه جایزه نقدی به مبلغ /3000000 ریال مشترکا به هرکدام از کارگردان نمایش ( صدای پوتین ها بیخ گوش تنهایی ) آقای امیر دلفانی از خرم آباد و کارگردان نمایش ( رؤیای داغ نیم سوز ) آقای گودرز رضایی . از اسلام آباد غرب *بخش نمایشنامه نویسی : ( بدون رتبه ) لوح تقدیر و جایزه نقدی به مبلغ 3 میلیون ریال به نویسندگان نمایشنامه های : 1- جغد قرمز ( آقای نعمت الله اسدی مرام ) از هرسین 2- قاضی صدایم را می شنود ( آقای مرتضی شاه کرم )از بروجرد 3- صدای پوتین ها بیخ گوش تنهایی ( آقای امیر دلفانی ) از خرم آباد 4- رؤیای داغ نیم سوز ( آقای آرش منصوری ) از اسلام آباد غرب اهداء گردید.


 
 
آثار راه یافته به مرحله نهائی دومین جشنواره منطقه ای تئاتر مرصاد اسلام آبادغرب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 
آثار راه یافته به مرحله نهائی دومین جشنواره منطقه ای تئاتر مرصاد اسلام آبادغرب  ۳-۶مردادماه ۹۰

 

 

 ردیف

 نام اثر

 نویسنده

 کارگردان

 شهرستان

 استان

 ۱-

 غم سنگین غربت تو

 ابراهیم سعد اللهی

 معصوم صفیعی

 پاوه

 کرمانشاه

 ۲-

 باما به از این

 آرش منصوری

 آرش منصوری

 اسلام آبادغرب

  کرمانشاه

۳- 

 جغد قرمز

 نعمت اسدی مرام

 سارامهری

 هرسین

  کرمانشاه

 ۴-

 رویای داغ نیم سوز

 آرش منصوری

 گودرز رضائی

 اسلام آبادغرب

 کرمانشاه

 ۵-

 حسب حالی ننوشتیم وشدایامی چند

 فرهاد ارشاد

 جعفر دردانه

 کنگاور

 کرمانشاه

 ۶-

 آقای قاضی صدایم را میشنوید

 مرتضی شاه کرم

 سیدحسام الدین شریعت مداری

 بر وجرد

 لرستان

 ۷-

 صدای ژوتینها بیخ گوش تنهائی

 امیر دلفانی

 امیر دلفانی

 خرم آباد

 

 لرستان

 ۸-

 تنها یک گلوله برای زنده ماندن

 امیر زارع زاده

 امیر زارع زاده

 سقز

 کردستان

 ۹-

 آخرین نامه

 مهرداد کورش نیا

 اکبر مرادی کامیاب

 همدان

  همدان

۱۰

 شکوفه های تلخ بلوط

 عبدالله عظیم پور

 عبدالله عظیم پور

 ایلام

ایلام

 

تهیه وتنظیم : دانیال حیدری


 
 
جشنواره منطقه ای مرصاد
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢
 
بسمه تعالی 
لیست نمایشنامه های پذیرفته شده درمرحله بازخوانی متون نمایشی ارسالی به دومین جشنواره منطقه ای تئاترمرصاد
 اسلام آبادغرب - استان کرمانشاه - مردادماه 1390
 
 

                                                      اسامی متون پذیرفته شده 

 

 

 
ردیف  

نام نمایش  

 

  نویسنده       کارگردان  شهرستان    استان  
1

خاکریزشمالی

 

علیرضاحنیفی رضاکناریوند ایلام ایلام  
2

غم سنگین غربت تو

 

سعدالهی ابراهیم معصوم صفیعی پاوه کرمانشاه  
3

آقای قاضی صدایم را

 

مرتضی شاه کرم حسام شریعتمداری بروجرد لرستان  
 4

صدای پوتینها....      

 

امیر دلفانی امیردلفانی خرم آباد لرستان  
5

پاهات کوعباس

 

مصطفی اژدرپور محسن یارمحمدی هرسین کرمانشاه  
6 منزل هفتم فرهادارشاد-               سعید خیرالهی سعیدخیرالهی دهلران ایلام  
7

جشنی برای تولد....

 

آرش منصوری امیدمصطفایی  سقز کردستان  
8

آخرین نامه

 

کورش نیا مهرداد اکبرمرادی کامیاب همدان همدان  
9

بامابه ازاین

 

آرش منصوری آرش منصوری اسلام آبادغرب کرمانشاه  
10

تنهایک گلوله برای

 

امیرزارع زاده امیرزارع زاده سقز کردستان  
11

خواب بودم وقتی که           

 اصغرخلیلی

حیدررضائی دهلران ایلام  
12

سه قصه پیوسته 

 

صابردل بینا نداصادقیان کرمانشاه  کرمانشاه  
13

طاق آجری

 

پژمان شاهوردی پژمان شاهوردی بروجرد لرستان  
14

شکوفه های تلخ       

                              

 عبداله عظیم پور

  

ایلام ایلام  
15

کارنامه

 

هومن روح تافی هومن روح تافی کرمانشاه کرمانشاه  
16

ازچرخ تاچرخ

 

عبدالرضاروضه ای محمودکریم دوست کرمانشاه کرمانشاه  
17

جغدقرمز

 

نعمت اسدی مرام نعمت اسدی مرام هرسین هرسین  
18

وقتی که باران بیاید

 

آرش منصوری مرتضی اسدی مرام هرسین هرسین  
19

رویای داغ نیم سوز

 

رش منصوری گودرز رضایی اسلام آبادغرب کرمانشاه  
20

خانه خاکستری

 

رش منصوری احسان بیرامی  اسلام آبادغرب کرمانشاه  
21

آپارتمان شماره جنگ

 

مصطفی کوشکی فاطمه قوامپوری کرمانشاه کرمانشاه  
22

خورشید پر              

 

بهنام میرزائی   یاسرپاشائی همدان همدان  
23

حسب حالی ننوشتیم                                            

 

 جعفر دردانه

جعفر دردانه کنگاور کرمانشاه  
24 ترانه ای برای آیدا حمیدرضا نعیمی دانیال حیدری اسلام آبادغرب کرمانشاه  
   

 
 
اردی بهشت تئاتر کرمانشاه 1390
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
 
جشن اردیبهشت تئاتر ایران  در کرمانشاه برگزار شد .

 

یکشنبه ۲۵ اردی بهشت ۹۰

این مراسم رأس ساعت ۳ بعد از ظهر وباقرائت قرآن واجرای سرود جمهوری اسلامی آغاز گردید . سپس مدیرکل فرهنگ وارشاد اسلامی استان به بیان سخنانی درمورد نقش تئاتر وجایگاه آن دراعتلا دین اسلام  پرداختند. پس از ایشان نوبت به چراغی معاون هنری اداره کل رسید تا پیام معاونت هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی را قرائت نماید ؛ ذراین پیام امده است که :

تئاتر هنری فرهیخته است و کسانی که درباره به وجود آمدن تئاتر جستجو کرده اند می گویند سرچشمه آن از آیینهاست '.
این پیام می افزاید: ' انسان همیشه دوست داشته به اتفاقات خارج از میل خود تسلط داشته باشد '.
در ادامه آمده است : ' در میان جماعت انسانی گروهی هستند که فرهیخته اند ، اعضای این گروه می دانند برای پیشرفت گروه خود باید تلاش کنند '.
درپیام معاون هنری وزارت ارشاد به مناسبت روز جهانی تئاتر نیز ذکر شده است : ' جای خوشحالی است که خانواده تئاتر ایران جشن بزرگ خود را تحت عنوان ' اردیبهشت تئاتر ایران ' همراه با ماه رویش طبیعت به سرور می نشینند تا با همایش سالانه به ارزیابی فعالیتهای خود بپردازند'.
در پایان نیز آمده است: ' برگزاری اردیبهشت تئاتر ایران تجلیلی از خدمات شایسته پیشکسوتان عرصه هنر تئاتر و برقراری رابطه با نسلهای پس از خود است که این جشن در چهار دوره برگزاری خود همچنان نوید بخش اهالی تئاتر است '.

 

سپس نیلوفر جوادپور به قرائت بیانیه روز جهانی تئاتر نوشته شده توسط خانم جسیکا کاوا پرداختند.

(جسیکا کاوا"نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر اهل اوگاندا پیام روز جهانی تئاتر را نوشت.به گزارش سایت ایران تئاتر، در حال حاضر جسیکا کاوا استاد دانشگاه مکدر در کشور اوگاندا است. وی دکترای خود را در رشته تاریخ تئاتر در سال 2001 از دانشگاه مریلند امریکا دریافت کرد و شهرت او در عرصه بین‌المللی بیشتر به دلیل فعالیت‌های بشر دوستانه او است. کاوا تاکنون جوایز بسیاری را به دلیل استفاده از تئاتر و رسانه در حل تعارضات منطقه‌ای و ارتقای سطح سلامت دریافت کرده است.)
متن پیام وی به مناسبت روز جهانی تئاتر به شرح زیر است:
مجالی برای تئاتر در خدمت بشریت
گردهمایی امروز بازتابی حقیقی از قدرت بالقوه و بی‌پایان تئاتر در راه بسیج کردن جوامع بشری و از میان برداشتن فاصله‌هاست.
تاکنون تصور کرده‌اید که تئاتر تا چه اندازه می‌تواند ابزاری قدرتمند برای صلح و آشتی باشد؟ در موقعیتی که ملت‌های جهان مبالغ هنگفتی پول برای ماموریت‌های صلح ‌طلبانه در سرزمین‌های درگیر چنگ صرف می‌کنند٬ به تئاتر به عنوان راه حلی دیگر و جایگزینی مناسب در راه حل و مدیریت مناقشات توجه چندانی نمی‌شود. ساکنان این کره خاکی چگونه می‌توانند به صلح جهانی دست یابند؟ حال آن که ابزار برقراری صلح از سوی قدرت‌های سلطه جو طرح می‌شود!
تئاتر با ظرافتی هر چه تمام‌تر روح انسان دربند ترس و بدگمانی را در بر می‌گیرد و در این راه٬ از انسان تصویر دیگری می‌سازد و برای جامعه و همچنین جوامع بشری پنجره‌ای باز می‌کند به روی افق‌ها و انتخاب‌های تازه. تئاتر می‌تواند به وقایع روزمره معنا دهد و آینده نا مطمئن پیش‌رو را محکم سازد. تئاتر می‌تواند صریح و ساده در معادلات دنیای امروز جای گیرد و به خاطر این طبیعت دربرگیرنده قادر است تجربه‌ای ارائه دهد که در آن کج فهمی‌های گذشته تغییر یافته باشند.
علاوه بر همه این‌ها٬ تئاتر وسیله‌ای است برای تبلیغ و پیشبرد ارزش‌های جمعی که همه ما به آنها اعتقاد داریم و اگر روزی مورد تعرض واقع شود داوطلبانه به دفاع از آن برمی‌خیزیم.
در این زمان پر مخاطره برای صلح٬ برای اینکه به پیشواز آینده‌ای مملو از آشتی برویم باید مسیر را با ابزارهای صلح آمیزی آغاز کنیم که در پی درک متقابل و احترام باشند و تلاش‌های تک تک افراد در این راه را ارج نهند و تئاتر همان زبان بین‌المللی است که به وسیله آن می‌توانیم پیام صلح و آشتی را گسترش دهیم.
تئاتر می‌تواند با درگیر کردن افراد بسیار باعث گردد انسان‌ها عقاید گذشته خود را بشکنند و به این ترتیب به هر فرد این فرصت را بدهد تا دیگر بار متولد شود و این بار زندگی‌اش را بر پایه شناخت و واقعیات دوباره بنا سازد. برای بالندگی تئاتر٬ در میان سایر فرم‌های هنری٬ باید قدمی محکم برای شرکت دادن تئاتر در زندگی روزمره و همچنین مباحث مناقشات و صلح برداریم.
در راه تغییر و اصلاح جوامع٬ تئاتر در میان ملت‌های جنگ زده و درگیر فقر و بیماری مفرط همیشه وجود داشته، مواردی که تئاتر توانسته جوامع را با گسترش آگاهی در راه کمک به بازماندگان جنگ بسیج کند بسیار بوده، در این راستا بنیادهایی فرهنگی همچون "انستیتو بین‌المللی تئاتر" با هدف "مستحکم کردن صلح و آشتی در میان مردم" در حال فعالیت هستند.
بنابراین در شرایط کنونی به نظر بی‌مورد است اگر که با وجود آگاهی از توانایی تئاتر ساکت بمانیم و اجازه دهیم سلاح‌ها و بمب‌ها نقش صلح‌آفرینی در دنیای ما را ایفا کنند. به راستی چگونه افزایش ابزار از خود بیگانگی می‌تواند به برقراری صلح و آشتی منجر شود؟
از شما می‌خواهم در این روز جهانی تئاتر به این چشم‌انداز بیشتر فکر کنید و تئاتر را در راه استفاده به عنوان وسیله‌ای جهانی برای گفت‌وگو و تغییر و تحول اجتماعی به کار برید. در حالی که سازمان ملل منابع مالی هنگفتی را برای ایجاد صلح بر کره زمین صرف می‌کند٬ تئاتر راه‌حلی بی‌واسطه٬ انسانی٬ کم هزینه و به مراتب تاثیرگذارتر ارائه می‌کند.
شاید تئاتر تنها راه حل برای ایجاد صلح نباشد، اما بی‌شک باید به عنوان ابزاری موثر در برنامه‌های برقراری صلح به کار گرفته شود."
همچنین هر ساله در تاریخ 27 مارس در نقاط مختلف جهان روز جهانی تئاتر با پیام سالانه از سوی انستیتو بین‌المللی تئاتر(ITI)  جشن گرفته می‌شود.
گفتنی است از سال 1961 و به پیشنهاد انستیتو بین المللی تئاتر (ITI)، سالانه روز جهانی تئاتر در تاریخ 27 مارس جشن گرفته می شود. پیام سالانه این روز هر سال توسط  یکی از صاحب نظران و هنرمندان عرصه تئاتر نگاشته می‌شود که به تاثیر و تقابل تئاتر در عرصه بین المللی اختصاص دارد. بزرگانی چون ادوارد آلبی، آگوستو بوال، جین کوکتو، آرتور میلر، پابلو نرودا و ... در سال های گذشته پیام روز جهانی تئاتر را نوشته اند.

درادامه مراسم نمایش انتقادی تئاتر هنوز زنده است بکارگردانی هومن روح تافی بر روی صحنه رفت که با

استقبال شدید تماشاچیان وحضار مواجه گردید .

در پایان ضمن پخش ناقص کلیپ تقدیر شوندگان جوایز ولوح های یادبودی به آقایان :

احمد صدفی ، معصوم صفیعی ، نعمت الله اسدی مرام ، محمد کیانیان ، جعفر دردانه ، رحمان هوشیاری ، خسرو امیری ، کامران شهلایی و آرش منصوری وسرکار خانم ثریا شیرزادی ، اعطا گردید

واما حواشی برنامه که بیشتر میتوان به آن نقایص گفت

۱ - اجرای فوق العاده ضعیف مجری جناب استاد عباس بنی عامریان که همراه با تپق های فراوان و نخواندن حتی یکبار متون مجری گری همراه بود ونیز معرفی اشتباه مسئولان حاضر دربرنامه وسمت هایشان ونیز عدم تسلط بر کنداکتور برنامه

۲ - طبق برنامه ازپیش تعیین شده باید هرشخص بعد از پخش کلیپش بر روی صحنه رفته و جایزه خودرا دریافت نماید که مجری برنامه بعدازشروع پخش کلیپ ها هر ده نفر را بسرعت وپشت سرهم بر روی  صحنه فراخواند وباعث گردید تداخل پخش کلیپ وصدا بوجود اید موجب دلخوری تقدیر شوندگان  وسازندگان کلیپ وبرنامه شود .

۳ - تصاویر پخش شده از اجراهای عمومی سال ۸۹ فوق العاده ضعیف بی کیفیت بودند چنانکه گوئی با تلفن همراه ضبط شده بودند (بغیر از کلیپ اجراهای جشنواره مرصاد)

۴ - از ادارات وارگانهایی که در سال ۸۹ درجهت اعتلا تئاتر گام برداشته بودند جهت تقدیر دعوت بعمل

آمده بود (بجز دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری مسجد استان) که هیچکدام درمراسم حاضر نشدند

۵ - رحمان هوشیاری کارگردان توانائی که درسال ۸۹ بموفقیت های فراوانی دست یافته بود ابتدا از دریافت جایزه اش امتناع نمود ؛در اعتراض به این مطلب که چرا پوستر های نمایشش خرگوش سفید با چشمان قرمز بعلت وجود چهره بازیگران غیر قابل پخش اعلام گردیده و او مجبور شده است در بنرهای سطح شهر چهر ه بازیگران را با کاتر ببرد . سپس درنطقی اعتراض خود را به این مطلب نشان داد .

۶ - جشنواره تئاتر محراب در سال ۸۹ برگزا رنگردیده است وبقول مسئولان اداره کل برو هرکاری دلت میخواد بکن چون ما رإی نیاوردیم وفلانی داور بود شما کارتان برای رضای خدا نبوده است و یا بقول یکی دیگر از دست اند درکاران چون من وما نبودیم بیخود این کار را کردی واین بود مزد ۲ سال زحمات جوانان  مسجدی دست مریزاد به مسئولانی که داعیه دفاع از دین ومسجد وهنر دینی دارند.

۷- ضمن تشکر از کلیه دست انددرکاران برنامه وتمامی دلسوزان واقعی تئاتر باید اشاره کرد برنامه امسال از سه چهار دوره قبلی آن منظم تر ومنسجمتر برگزار گردید وامید است درسالهای آتی این برنامه بتواند به اعتلا تئاتر استان وکشور کمک نماید .

۸- جوایز ولوح های تقدیر امسال بکسانی اهدا گردید که واقعاً شایسته بودند وسالها خالصانه ومخلصانه درتئاتر شهرستانها وکرمانشاه زحمت کشیده اند واستحقاق دریافت این جوایز را داشتند که مبارکشان نیز باد.

تهیه وتنظیم : دانیال حیدری


 
 
 
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤
 

 
 
سالهای سرد بی خاطره نوی
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٤
 
نمایشنامه جدیدم لطفا نظراتون و بذارید مرسی

بسمه تعالی

سالهای سرد بی خاطره

نویسنده : دانیال حیدری

بانگاهی به نمایش مرگ ودختر جوان نوشته : آریل دورفمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به ره روان راه مبارزه با طاغوت پهلوی

 

 

 

صحنه اول:

 آدمها :

کتایون

 علیرضا

دکتر

 

 منزلیست  ، درساعات  پایانی شب  زنی بر روی صندلی لهستانی نشسته است . صدای موزیکی آرامبخش بگوش می رسد. تنها نور مختصری روی سراو روشن است . از دور دست صدای ما شینی می آید صدا نزدیکتر میشود تا تبدیل به صدای ترمز می شود . باصدای ترمز زن سریعاً به اتاق مجاور می رود با اسلحه هفت تیر ی دردست بر میگردد . شتابان بسمت درب می رود. صدای همسرش را می شنود که درحال مکالمه با مردی دیگراست . اندکی آرامتر می شود. بسمت آشپزخانه می رود ومشغول می شود. سریع وسایلی را بروی میز می چیند آشکارا مضطرب است .

 

صدای علیرضا: نمی خواهید که اینوقت شب برگردید منزلتان ازاینجا تا تهران خیلی راهه ،  تشریف بیارید داخل

صدای منصور: نه نه به هیچ وجه مزاحم نمیشم هواخوبه و بهار اطراف تهران دل انگیز

صدای علیرضا : پس لا اقل بیاید یه چائی بخورید که حالتون جا بیاد .

صدای منصور : مرسی دیر وقته انشا ء الله یه فرصت دیگه خدمت می رسم

صدای علیرضا : خدانگهدار جاده رو با چراغ روشن برید جاده اش خرابه خودتون که دیدید.

( صدای روشن شدن موتور ماشین ومتعاقب آن صدای راه افتادنش، کتایون ابتدابرق سالن را خاموش میکند سپس بسمت در میرود و در را برای علیرضا باز میکند)

صدای علیرضا : توهنوز نخوابیدی ؟ معذرت می خواهم ، میبخشی که اینقدراین شب ها دیر بخونه میام ، گرفتاریام داره زیادبود زیادترم شده

صدای کتایون : حالا بیا تو سرما میخوری توخونه هم میشه معذرت خواهی کرد، این مرده کی بود؟

صدای علیرضا : راستش  ...

صدای کتایون : (مضظرب) اتفاقی افتاده ؟

صدای علیرضا : یه اتفاق ... نه،نگران نشوچیزمهمی نبودخرابی ماشین و بعدش ترکیدن لاستیک ماشین توجاده که خوشبختانه این آقا ایستادو کمکم کرد. ( داخل شده اند)  بازم  برقارفته ؟

 کتایون : یه لحظه صبرکن (سریع لامپ روی میزرا روشن میکند، میز زیبایی چیده شده است پرازخوراکی ونوشیدنی، مثل میزی برای جشن ، علیرضابهت زده ومتعجب) .

علیرضا: به چه مناسبته ؟

کتایون : تو واقعاً نمی دونی امشب چه شبیه؟

علیرضا: نمیدونم ولی میدونم این (میخی را ازجیبش در می آوردسرمیز میشیند) این میخ لعنتی شبمو خراب کرد اونم بعدازیک روز خسته کننده

کتایون : توبرایه میخ مناسبت امشبو فراموش کردی؟

علیرضا: نه نه خرابترش اینه که بری سرصندوق عقب وببینی زاپاس قبلیتم هنوز پنجره ،چون خانمت فراموش کرده زاپاسو بده پنجری،  بعدیهو موتور ماشین دیگه روشن نشه

کتایون : همسرت؟ کی قراربودمن زاپاس روبدم تعمیر، هی بهت گفتم ماشین یه سرویس اساسی لازم داشت که نبردیش،خودت قراربودجمعه پیش زاپاسو ماشینوبدی تعمیر

علیرضا: کی من قراربوداین کار رو بکنم ؟ جمعه پیش که من کسالت داشتم

کتایون : کسالت داشتی یا بادوستان سیاسی تشریف بردید کوهنوردی حزبی؟

علیرضا: اصلاً زاپاس به جهنم جک روچیکار کردی؟

کتایون : جک ؟ کدوم جک ؟

علیرضا:  همون که باهاش ماشین روبالا وپایین میبرند

کتایون : دادمش به داداشم، قرض دادم

علیرضا: میتونم بپرسم چرا؟

کتایون : چون یکشنبه که اومد اینجا لاستیکش پنجرشد ه بود بین راه  وجکم همراهش نبود،درست مثل تو اصلاً این جاده همیشه پراز میخه

علیرضا: بحثو عوض نکن لطفاً

کتایون : من واقعاً نمیدونستم اینطوری میشه

علیرضا: آره منم نمیدونستم ، ولی وقتی با این همه نا امنی وسط یه جاده بی نور وچراغ وبدون عبور هیچ ماشین و رهگذر لاستیک ماشینت بترکه موتورش روشن نشه  نمی دونم اگه این آقاپبداش نمیشد وبدادم نمیرسید حالاچیکار میکردم، ، تو میمونی وهزارتافکر وخیال ،ازهمه مهمترم فکر وخیال ونگرانی برای تو

کتایون : چرا برای من ؟ من که عادت دارم

علیرضا: عادت داری که  تااین موقع شب بیداری؟

کتایون : بیدارم چون منتظر خبرای خوشت بودم این جشنم برا همین بود که تو داری خرابش میکنی ؟

علیرضا: خبرای خوش ؟

کتایون : آره خبرای خوش منتظربودم ببینم تو بالاخره پیشنهاداونا رو قبول کردی یانه؟

علیرضا: (کمی آرامترشده ولی نمیخواهد بر روی خود بیاوردلیوانی شربت پرمیکند ومینوشد) اوهوم

کتایون: پس قبول کردی؟

علیرضا : ولی قبول پیشنهاداونا منوط به اینه که تو حاضرشی بیای بریم تهران زندگی کنیم نه اینجا؟ من اینوبه نخست وزیرم گفتم

کتایون : یعنی توبه نخست وزیرگفتی تصمیم من منوط به تصمیم همسرمه؟

علیرضا: دقیقاً چون تو خودت یه نمونه از قربانی های جنایات حکومت پهلوی هستی  یه نمونه از کسائی که ما تو دادستانی کل کشور وکمیته رسیدگی به جنایات جانیان پهلوی میخوایم حقشونو بگیریم ، پس اول بایدحقوق تو رو در نظر بگیرم وگرنه نمیتونم ازحقوق بقیه هم دفاع کنم؟

کتایون (اشک درچشمانش دویده) : مرسی که اینقدر خوبی علیرضا جان

علیرضا: وظیفست نه درقبال توکه درقبال انسانیت

کتایون : اولویت بررسی ها با چه کسانیه؟

علیرضا: کسائی که تاحدمرگ شکنجه شدن ،کسائی که قطع عضوشدن، کسائی که بهشون تجاوز شده و خانواده ی کسانی که کشته شدن ، مفقود الاثر ها..........

کتایون (سرش را درمیان دستانش گرفته است ناله اش تبدیل به هق هق شده است ) 

علیرضا: ببخشید نمیخواستم ناراحتت کنم بخدامنظوری نداشتم (لیوانی آب به او میدهد) دیگه دربارش صحبت نمیکنیم من که هنوز موافقتم رو اعلام نکردم  واعلام هم نمیکنم

کتایون : ولی  توباید موافقتت رو اعلام کنی اگه واقعاً هنوزم منو دوست داری

علیرضا: من دلم نمیخواهد دراین باره صحبت کنیم عزیزم

کتایون: منم دلم نمیخواهد ولی ...

علیرضا: ولی اگه بپیذرم مجبوریم دراین مورد صحبت کنیم هرچقدرم نخواهم تو خونه ازش صحبت کنم نمیشه یعنی مجبورمیشیم صحبت کنیم و تو باز حالت بدمیشه عزیزم ومن اینو نمیخواهم ، نمیخواهم که تورو ناارحت کنم چون دوستت دارم حالام میرم که استراحت کنم .

( هردو رفته اندفقط صدای آن دو رامیشنویم )

صدای کتایون : علیرضا توبه نخست وزیر جواب مثبت دادی آره حتی قبل از نظر من درسته ؟ راستشو بگو نمیخوای که اول کارتوبا دروغ شروع کنی

صدای  علیرضا : آره ولی فقط بخاطر تو ووظیفه انسانی ام درمقابل جامعه و بخاطر اونهمه مبارزه وتلاش برای ایجاد عدالت ، حالام خیلی خسته ام عزیزم

( صدای نزدیک شدن  اتومبیلی به گوش می رسد صدای ترمز  نورماشین برصحنه می افتدو بعدصدای بازوبسته شدن درب ماشین صدای زنگ درب منزل )

صدای علیرضا : تو آروم بخواب حتماً برای یکی ازهمسایه ها اتفاقی افتاده من مواظب خودم هستم عزیزم

(علیرضا سراسیمه وبا اسلحه ای دردست به پشت درب می رود ازپشت درب هویت شخص را میپرسد)

صدای علیرضا : کیه ؟ .... کیه ؟ ... بفرمائید؟

صدای کامرانی : منم جناب آقای  اسلامی .... کامرانی هستم ....دکتر منصور کامرانی

صدای علیرضا : کامرانی؟( مکث )  اوه شما همون انسان شریف هستید که .... یه لحظه صبرکنید اومدم ( صدای بازشدن درب)

صدای علیرضا : اتفاقی افتاده آقای  دکترکامرانی ؟

صدای کامرانی : بابت این مزاحمت بی موقع منو می بخشید نباید این موقع شب مزاحمتون می شدم می دونید .........

صدای علیرضا : هنوز تو این منطقه امنیت کافی برقرارنشده بهمین خاطر همسرم خیلی ترسید، اتفاقی افتاده بفرمائید داخل بفرمائید

صدای کامرانی : پس من یه عذرخواهی بهمسرمحترمتون بدهکارم راستش

( داخل شده اند)

علیرضا: خوش آمدید – بفرمائید، ( به میزوصندلی  اشاره میکند)

کامرانی : راستش : فکرنمیکردم خوابیده باشید گفتم بیام یه دقیقه مزاحمتون بشم وبرم نه بیشتر

علیرضا: خوش آمدید بنشینید تا بساط چائی روفراهم کنم

کامرانی: راستش داشتم برمیگشتم به ویلام که از رادیو یه خبرجالب شنیدم

علیرضا: راستش من بخاطر وضعیت روحی وروانی همسرم کمتر از تلویزیون ورادیو  استفاده میکنم ، خب چه خبرجالبی شنیدید که اینقدر هیجان زدتون کرده

کامرانی : راستش وقتی از رادیو شنیدم که نخست وزیرشمارابرای پست دادستانی کل کشورو مسئول رسیدگی به جنایات رژیم سابق انتخاب شدید،یهو باشدت زدم رو ترمز،باخودم گفتم علیرضا اسلامی .. علیرضا.. اسلامی یهو یادم افتاد که این انسان شریف خودشما هستید وازهمه مهمتر این که زاپاستون هم پیش منه واز صبح شنبه بهش نیاز دارید،واقعاًبهتون تبریک میگم – شماواقعاً لیاقتشو دارید

علیرضا: این نظر لطف شماست یه لحظه صبرکنیدیه چائی بیارم                                                  ( میرودبسمت آشپزخانه،ازپشت صحنه سایه کتایون رامیبینیم که گوش ایستاده است، کامرانی بادقت تمام اطرافیان رادید میزند،علیرضاباسینی چای وارد میشود)

 

علیرضا: بفرمائید

کامرانی: اصلاً راضی به زحمت نبودم کم کم دیگه باید رفع زحمت کنم ، راستی فهمیدید چی بر سر جک وزاپاستون اومده

علیرضا : همسرم اونو به برادرش قرض داده

کامرانی: منم میخوام صادقانه زاپاسموبه شما تقدیم کنم تادرحرکت عظیم شما دراین راه پرخطرشریک باشم راستش توراه اومدن به اینجاداشتم به این موضوع فکرمیکردم که این شمادارید برای آبرو وحیثیت این مملکت یک کار اساسی میکنید واین شاید آخرین جمعه ای شماباشدکه بدون استرس وفکر پشت سر میگذارید، ازشنبه باید سرتاسراین مملکت روطی کنید تابحرفای هزاران ستمدیده گوش کنید(میخندد) اونم بدون زاپاس وبایه چرخ پنچر- هرچی فکرکردم وجدانم قبول نکردکه شمارو بااین همه کار درگیره یک چرخ پنچرکنم ویه موتور  جوشی

علیرضا : کاملاًدرسته ، اما من اینقدرباسرعت پیش نمیرم هنوز خیلی بررسی های اولیه مونده، بهزحال من واقعاً راضی به زحمت شما نبودم اونم تو اینوقت شب وبا این نا امنی های منطقه ،  میتونستید بذاریدبرای فردا

کامرانی :  من بعنوان یک پزشک وظیفه دارم به همه کمک کنم ، اما خیال نکنید فقط به آدمهای مهم کمک میکنم . من سالهاست خودمو وقف کمک به مردم کردم ولی به این خدمت ناچیزم بشما بخودم افتخار میکنم  چون شمادقیقاً همون کسی هستیدکه این مملکت نیازداره کسی که بتواندیکبار برای همیشه حقایق اون همه جنایاتو روشن کنید

علیرضا: چیزی که این مملکت نیاز داره عدالته، اما اگربتوانیم دست کم بخشی ازحقیقت رو روشن کنیم.....

کامرانی : این همون چیزیه کن من میخواستم بگم حتی اگه نتوانیم جنایتکاراروبمحاکمه بکشانیم ، حتی اگرعفوعمومی شامل حالشان بشود،میشه اسمشون رامنتشرکرد.

علیرضا : ولی اسمها بایدمخفی بماند. قرارنیست دادستانی وکمیته،اسم جنایتکار ها رو اعلام کند 

کامرانی : ولی حتی اگه شمااسم کسی رو اعلام نکنید،وجدانشون اونارو رسوا میکنه ، بچه ها نوه ها نتیجه هاشون بالاخره ازشون میپرسه نقش شما تواین انقلاب وقبل وبعدش چی بوده شما کدوم طرفی بودید با انقلاب یا برضد انقلاب ؟

علیرضا : من هم باشماموافقم ولی ماهم بیکار نمیشینیم همه درمحکمه ای عادلانه بسزای اعمالشون میرسند

کامرانی : .البته اگه بتونیدازعهده کارشکنی ها وخطرات پرشمارسر راهتون بربیایدتازه ازفرداشروع مخالفت هاباشماست ثروت مندان – ملاکان – نظامیای طرفدارشاه- ساواکیا – کسائی که دستشون ازمنافعشون قطع شده و مافیای ثروت وقدرت که با توهین وتهدید وارعاب و تطمیع میخوان شماروازرسیدن به هدفتون منصرف کنند

علیرضا : مابتمام جوانب وخطرت آگاهیم

کامرانی: همین مافیا فردا نه تنها برای شما بلکه برای شاهدها و ستمدیده ها مشکل ایجاد میکنند، شایدبسختی بتوانیدکسانی رو برای شهادت دادن پیداکنید

علیرضا : البته  بمن گفتند که افرادزیادی حاضرشدن که شکایت کنند وشهادت بدن

کامرانی : خداکنه همینطور باشه  که شمابگید، وای خدای من ساعت از دو نیمه شبم گذشته خیلی مزاحمتون شدم واقعاً معذرت میخوام- فردام اگه اجازه بدید میام دنبالتون بریم برای سرویس ماشین یه تعمیرکارخوب همین اطراف سراغ دارم

علیرضا : چراشب رو همینجا نمیموند؟ مگه کسی توخانه منتظرشماست ؟

کامرانی : نه اتفاقاً هیچکس منتظرم نیست من تنها زندگی میکنم همسرم بخاطرشلوغیا ترجیح داده بره فرانسه پیش پدر ومادرش تا آبها ازآسیاب بیفته

علیرضا : پس شب رو همینجا بمونید ،هرچند جامون کوچیکه اینجا اسکان موقت ماست ،   راستش تصمیم داریم ازهفته آینده برگردیم تهران، میدونید یکی ازقربانی های جنایات پهلوی همسرمه اون یه انقلابی شکنجه دیده است ، پزشکاش توصیه کردن برای استراحت بیارمش اینجا تااون خاطرات بداز ذهنش بره

کامرانی  : واقعاً متأسفم پس امشب حسابی آرامششوبهم زدیم

علیرضا : نه من وهمسرم خوشحال میشیم امشبو از یه پزشک شریف که خیلی هم بمن کمک کرده پذیرائی کنیم ، چندلحظه تشریف داشته باشید الان میام خدمتتون (میرود صدای او)

صدای علیرضا : کتایون همون  آقای دکتر ی که امشب منو رسوند امشبو اینجا میمونندفردام قراره باهم ماشینو بدیم سرویس

صدا ی کتایون : چرا برگشته ؟ چطور به این راحتی به همه اطمینان میکنی  تو این دوره ی  پرازنا امنی؟

صدای علیرضا : از رادیو شنیده که من بعنوان مسئول کمیته و دادستان معرفی شدم ذوق زدهش ده فک رکرده با یه آدم مهم آشناشده اومده تبریک بگه نترس عزیزم اون یه آدم شریفه                ( باصدائی پائینتر) درضمن من مسلحم  عزیزم جای نگرانی نیست

 صدا ی کتایون : هرطور میلته  ، پس یه پتو و متکا بهشون بده همونجا استراحت کنند

صدای علیرضا : باشه عزیزم الان برمیگردم

علیرضا : (علیرضا وارد میشودباپتو ومتکائی) ببخشید تنهاتون گذاشتم شما روی همین کاناپه استراحت کنید ببخشید که وسایل پذیرائی ما کامل نیست

کامرانی : شماببخشیدکه مزاحم استراحتتون شدم

علیرضا : (علیرضا پتو ومتکا را برروی کاناپه می گذارد ) چیز دیگه ای  احتیاج ندارید؟

کامرانی : نه شما برید وپیش همسرتون استراحت کنید، ازطرف من هم ازایشون معذرت خواهی کنید ، فقط اگه ممکنه اون پتو رو بدید من همینجا استراحت میکنم

علیرضا : ( پتو را به او می دهد ) پس با اجازتون شب خوبی داشته باشید (نور  می رود )

صحنه دو :

( نور می آید صبح شده است کامرانی میخواهد برخیزد که متوجه می شودباطناب برروی صندلی لهستانی بسته شده است . دهانش نیزبسته شده است )

 

کتایون : ( خیلی آرام ) سلام آقای دکتر کیوان ... درسته ؟... شما دکتر کیوان هستید... دکتر کیوان کیانی  از یه فامیل بزرگ  و یهودی الاصل ، یهودی معروف اشراف تبار که به دروغ بهمسرم گفتید  منصورکامرانی ، البته همه شما به این دروغگوئی ها وتغییر هویت واسم ها عادت دارید یعنی شغلتون ایجاب میکرده ، شکنجه گر , عاشق موسیقی، ژامبون مشروب اورشلیم و زنها با یه سیگار برگ که همیشه کنارلبتون بودو دودش رو توصورت ما ها می کردید .  راستی چراامروز سیگار ندارید نکنه براثر ترس ازسکته قلبی ترک کردید ؟دکتر کیانی  معروف به جلاد زنها متخصص استفاده از تیغ های تیز والکتریسیته، خیلی دوست داشتید ازپوست زنا آباژور درست کنی نه ؟

کتایون :  راستش منم یه دوست داشتم به اسم ژاله کیانی نمیدونم باشما نسبتی داره یا نه اتفاقاً اونام  ازیه فامیل بزرگ بودن اونم پزشکی میخوند درست مثل من البته من نتوانستم درسموتموم کنم شک ندارم که لازم نیست زیاد به مغزتون فشاربیاریدتاحدس بزنید چرا ؟

کتایون : خوشبختانه علیرضا عاشقانه دوستم داشت ومنتظرم موند.. منم دیگه دانشگاه ودرسم رو ادامه ندادم البته شنیدم دولت جدید اعلام کرده دوباره دانشجوهای اخراجی وکسائی که بهردلیل انصراف دادن رو میپذیره

کتایون :  معذرت جناب دکتر که بجای آماده کردن صبحانه دارم وراجی میکنم بذارفکر کنم ببینم شما چی دوست داشتید؟ ... اوه یادم افتاد ژامبون باسس زیاد .... ژامبون داریم ولی سس نه متأسفانه ... ببخشیدکه فعلاً فقط من صحبت میکنم چون علیرضاخسته است وبایداستراحت کنه ولی بموقعش شماهم صحبت میکنید. ( نوارکاستی را ازجیبش در می آوردوبه اونشان میدهد) راستی با اجازتون اینم ازتوماشینتون درآوردم موزیک مورد علاقتون اپرای کارمینا برونا ساخته کارل ارف [1]اونم اون قسمتیش که مثل چکش توسرآدم صدامیزنه

کتایون : میدونید من عاشق این موسیقی بودم و کارل ارف رو می پرستیدم ولی بعدازاون وقایع یه شب تو یه مهمونی وقتی یک دقیقه ازپخش این موزیک لعنتی گذشت حالتی بهم دست دادکه تموم مهمونی رو بهم ریختم وعلیرضا مجبورشدمنو برگردونه خونه وتا4 روز ازم پرستاری کنه

کتایون : هرسالم که یه کاست جدید میخرید ولی من همونو میخوام میدونید که کدوم رو میگم

( علیرضاخواب آلوده واردمیشود شوکه میشودبطرف کامرانی میرود )

کتایون   : علیرضا خواهش میکنم بهش دست نزن بیا عقب خواهش میکنم

علیرضا : ترا بخدابهم بگو اینجا چه خبره ؟ این دیگه چجور دیوونگیه ؟

کتایون   : این خودشه

علیرضا : خیلی خب حالا اون تفنگو بذار زمین

کتایون   :  خودشه

علیرضا :  کی ؟

کتایون   : خود دکتره است

علیرضا : کدوم دکتر؟

کتایون   : دکتری که آهنگ کارل ارف میذاشت

علیرضا : دکتری که آهنگ کارل ارف میذاشت؟؟

کتایون   : آره همونه

علیرضا : ازکجا میدونی؟

کتایون   : ازصداش

علیرضا : اما مگه توخودت نگفته بودی  که دراون مدت ، تمام  مدت هفته ....

کتایون   : چشمهام بسته بوده، آره ولی گوشهام که میشنیدن ، بو روکه میتونستم حس کنم

علیرضا :  توبیماری هنوز

کتایون   : من بیمارنیستم

علیرضا : هستی

کتایون   : بسیارخب من بیمارم ولی میتوانم هم بیمارباشم هم صداها رو خوب تشخیص بدم بورو هم که میتونم تشخیص بدم درضمن وقتی یکی از حواسمان رو از دست میدهیم بقیه حواسمان قویتر میشه ، درسته جناب دکتر کیانی ؟

علیرضا :یک خاطره مبهم ازصدای یک آدم دلیل برهیچ چیز نیست کتایون

کتایون   : صدای خودشه ، همون دیشب فهمیدم ،طرز خندیدنش،تکیه کلامهاش والان هم ازبوی کثیف دهن وتنت بایه ادکلن همیشگی که جلوی ماشین بود هنوزم

علیرضا : اما اینا کافی نیست

کتایون   : شایدیه چیزکوچیک باشه اما همین برای من کافیه . بوی گند دهنش که تو صورت ما ها میکرد  وهمیشه بوی الکل وسیگار برگ میداد . در تمام این مدت یک ساعت هم نبوده که صداشم توگوشم نباشه  همون صدایی که با آب دهن  مخلوط میشه ،فکرمیکنی من یک چنین صدائی رو فراموش میکنم ؟ ( صدای دکتر ومردی دیگر  را تقلید میکند)

-         یک کمی دیگه بهش بخوران این ماده سگ بیشترازاینا میتونه بخوره ، بهش بده بخوره

-         مطمئنی دکتر، اگه این زنیکه زیر دستمون تلف شد چی ؟

-         تلف نمیشه ماده سگ  ظرفیتش بیشتر از اینهاست بده بخوره

علیرضا :  کتایون ازت خواهش میکنم اون تفنگو بذار زمین

کتایون   : نه

علیرضا : تاوقتی که اونونشانه گرفته ای امکان هیچ گفتگوئی نیست

کتایون   : برعکس همین که تفنگ رو بذارم کنار، تمام گفتگوهاخودبخود پایان میگیره ، اگه من تفنگوزمین بذارم توازقدرت خودت استفاده می کنی تا دربحث پیروز شوی

علیرضا : میخواهم  بدونی  کاری که داری می کنی نتایج وخیمی  بدنبال خواهد داشت

کتایون   : وخیم هان ، جبران ناپذیر، هان؟

علیرضا : آره ممکنه جبران ناپذیرباشه  ... دکتر کامرانی  من بایدازشماعذرخواهی کنم چون همسرم اصلاً حالش خوب نیست

کتایون   : ولی من حالم خوبه خوبه

علیرضا : کتایون بازش کن خواهش میکنم

کتایون   : نه

علیرضا :  پس خودم بازش میکنم

( علیرضابطرف دکتر میرود . کتایون تیری شلیک میکند . گوئی بی اختیارشلیک کرده است ، خودش نیز گیج است، علیرضا عقب میرود)

کتایون   :  حالا فهمیدی

علیرضا : خواهش میکنم دوباره تیراندازی نکن  اون تفنگوبده من خواهش میکنم  - تونباید این کارو بکنی

کتایون   : کی  خیال داری ازاین حرفهادست بکشی ودیگه بمن نگی چکاربکنم وچکارنکنم

علیرضا : توبه چه جرمی این بلا را برسراین مرد آوردی ،مردی که جرمش تنهاجرمش اینه که توجاده وایساده تابه کمک کسی بره که مشکلی براش پیش اومده – حالاهرچقدرفاسد-رشوه خوار و.حتی ساواکی باشه ، توباید عاقلانه رفتارکنی

کتایون   : توعاقلانه رفتارکن ،  چون اوناهیچوقت بلائی سرتونیاوردن

علیرضا : دراین که اونامرتکب  فجایعی شدن شکی نیست ... ولی ما  اینجا نباید درست مثل خودشون رفتارکنیم به فرض این مرد همون دکتر کیانی باشه که نیست  که مرتکب اونهمه جنایات وحشتناک شده باشه  بازم ما نباید اینطوری باهاش رفتارکنیم ، به عواقب کارت فکرکن عزیزم میدونی چی درانتظارته شاید خودم برعلیه تو شهادت بدم – دیگه نمیشه تورو شناخت عزیزم – چطوراینقدرعوض شدی

کتایون   : سئوال خوبیه چطور اینقدر عوض شدم شایدم عوضی شدم ؟ آقای دکتر کیانی توضیح بدیدبا من چیکارکردی که من دیوونه شدم بگو مرتیکه

علیرضا : خیله خب آروم باش و دقیقاً بمن بگوخیال داری چیکارکنی ؟

کتایون   : محاکمه اش می کنیم (مکث) من وتو بعنوان اولین مجرم کمیته رسیدگی بجنایات

علیرضا : موافقم ولی بشرطی که ازاین وضعیت خلاصش کنی لااقل دهنشو بازکن داره خفه میشه تامن باخیال راحت برم ماشینوبدم تعمیرو بیام میدونی که ازفردابهش نیاز دارم ، شدیدم نیاز دارم

کتایون   : باید بیشترفکر کنم

علیرضا: متشکرم عزیزم پس من باخیال راحت برم ماشین رو بدم تعمیرگاه مطمئن باشم که توهیچ حرکت نسنجیده ای  نمیکنی ؟ مطمئن باشم ( مردد می رود)

کتایون : مطمئن باش ، زود برگرد زود امروز خیلی کار داریم ، باماشین این عوضی برو این سویچشه

 

صحنه سوم

 ( نور میرود   با برگشتن نور مکان دکتر بر روی صندلی تغییریافته است کتایون ودکتر تنهایند)

کتایون   : میدونی دکتر وقتی منو آ زادکردن چیکارکردم،کجارفتم ، پدرومادرم که کلاً باهام قطع ارتباط کرده بودن ، میدونی وقتی آزادشدم چه احساسی داشتم  اون شب خب لازم نیست برات توضیح  بدم که چه حال و روزی داشتم مراحسابی معاینه کردید مگه نه ؟ مثل یه سگ بامن رفتار میکردی یادت که نرفته؟ روز آخر رو که یادته دکتر ؟                                                                                                   ( دکتر دست وپا میزند وبه دهانش اشاره میکند) گرسنتونه ( صدای مردی راتقلید میکند) میخوای یه چیزی بدم بخوری خوشگله ی چیز گنده وشکم پرکن که گشنگی یادت بره ، فقط بایدصبرکنی تا شوهرم بیاد

کتایون   : شماچیزی درباره علیرضا نمیدونید مگه نه ؟ یعنی من هیچوقت اسمی ازش نیاوردم ، البته همکارای شما خیلی ازم سئوال کردن (باتقلیدصدا) خب خانوم خوشگله بگوببینم حتماً برای خودت یه نم کرده داری بگو ببینم کی ترتیبتو ... (باتغییرلحن ) کثافتای آشغال چطور بخودتون جرأت میدادیدهرچی ازدهنتون دربیادچیزائی که لایق مادر وخواهر وزنای خودتون بود رو بارماکنید؟میدونی اگه اسمی ازش میاوردم الان دیگه جزئی ازاین کمیته نبود الان کسی دیگه مسئول کمیته بود وصدای منم بجایی نمیرسید

کتایون :  اونشب بااون سرو وضع آشفته رفتم در خونشون باورت میشه علیرضاهم بزور منو میشناخت ؟ شماها باما چیکارکردید نامسلمونا که خودمون هم توآئینه ازخودمون میترسیدیم        ( علیرضا وارد میشود)

کتایون   : برگشتی عزیزم ماشینو گذاشتی یا آوردی ؟

علیرضا : توکه بقولت عمل نکردی ، چرابحرفای من گوش نمیدی عزیزم ؟

کتایون   : البته که گوش میدم مگه همیشه همینطورنبوده؟

علیرضا : میخواهم بشینی و واقعاً بحرفام گوش بدی توخودت می دونی که قسمت اعظم زندگی من صرف دفاع از قانون شده ، چیزی که بیشترازهمه چیزدر رژیم گذشته باعث تنفرمن شده بود و منو بطغیان وامیداشت این بود که .....

کتایون   : میتونی بهشون بگی فاشیستای رژیم سابق  

علیرضا : حرفمو قطع نکن چیزی که منوازاونها متنفرمی کرد این بودکه مرداوزنای زیادی رو باجعل شاهدوگواه متهم ومحکوم میکردندوبه متهمها اجازه هیچ دفاعی ازخودشون رو نمی دادن ، بهمین خاطر اگه این آدم یه نسل کشی هم کرده باشه باید بهش حق دفاع بدیم، حرف من سرهمینه

کتایون   : منم اصلاً قصد ندارم حق دفاعشو سلب کنم ،  هرقدربخواهی وقت دراختیارت میگذارم  تاخصوصی باموکلت صحبت کنی ، من فقط منتظربودم که توبرگردی تابتونیم کار را طبق روال واز روی قاعده شروع کنیم حالاهم برو دهنشو بازکن

(علیرضا با احتیاط میرود ودهان دکتر را باز میکند وعقب می آید)

علیرضا : مرسی عزیزم

کتایون   : باید بدونی آقای دکتر تمام حرفات ضبط میشه ( به ضبط صوت اشاره می کند)

(دکتر شدیداً سرفه میکندوباصدائی گرفته آب می خواهد)

دکتر : آ.... ب ..  آب خواهش میکنم یه لیوان آب به من بدید

علیرضا : برو یه لیوان آب بیار

کتایون   : باشه آب میخواهد... هیچی مثل آب خنک نیست درسته بهتر از اونه که بجای آب شاش خودت رو بهت بدن بخوری نه آقای دکتر

علیرضا : (خودش می رود که آب بیاورد) خفه میشی یانه

کتایون   :  ( صندلی دکتررابطرف میزی میکشد که ضبط صوت بر روی آن قرار داردعلیرضا آب را به دکتر میدهد)

علیرضا :  بازمیخوای چه دیوونه بازی ای درآری

کتایون   : خب دکتر همه چی آمادست یه بار امتحان میکنیم

دکتر: من هیچوقت شما رو نمیبخشم خانوم و همچنین شما آقای محترم تاروزی که زنده ام می فهمید .. نمیبخشم

علیرضا : من ...

کتایون   : ( نوار را برمی گرداندصدای دکتر راگوش میدهد) خوب جمله ای داشتیم، درباره ی بخشش به نظر دکتر کیانی یا کامرانی جعلی  این قابل بخشش نیست که یک آدم روبرای چندساعت بدون حق صحبت نگه دارند (پوزخند می زند- دکمه ضبط رافشارمیدهد) شروع کنید

دکتر: من شما رو نمی شناسم خانم محترم . درتمام عمرم هرگز شماروندیدم . ولی میتونم بشمابگم شمانمونه ی کامل یه بیمار روانی هستید واما شما جناب آقای اسلامی شمابیمارنیستیدشماحقوقدانیدمدافع حقوق انسانهای مظلوم ،شمادربرابرکاری که میکنید بیشترازبقیه مسئول هستید والان هم کاری که باید بکنیداینه که فوراًدست وپای منوبازکنیدتاهرلحظه جرم خودتون روبیشترنکردد شماشریک جرم هستیدوبایدجوابگوی رفتارتون باشید

کتایون : خفه شو مرتیکه داری مارو تهدید میکنی ( اسلحه رابرشقیقه اش فشارمیدهد)

دکتر : من تهدیدم نکر... دم

کتایون : بذار مسئله رو روشن کنم دکتر دوران تهدید وارعاب گذشته شما ولد الزناها باید جوابگوی رفتارتون تورژیم تهدیدکن و زورگوتون باشید ، روشن شد

دکتر:  من باید برم دستشوئی

کتایون : شاش خالی داری یا............ ؟

علیرضا : کتی این آقای محترم بهشون نمیادکه هرگز تو عمرشون اینطوری صحبت کرده باشند ازتوهم  اینطور حرف زدن بعیده ، اونم جلوی یه مرد غریبه

کتایون : اون بارها جلوی ما لخت شده شاشیده خوک حرامزاده بارها مارو مجبور کرده ..... (هق هق گریه )

علیرضا: بهرحال من باید ایشون روبدستشوئی ببرم

کتایون : خودم میبرمش

علیرضا : خجالت بکش ( دکتر را با احتیاط بازمیکند کتایون سریع اسلحه راپشت سر دکتر میگیرد با آنها خارج میشودبرمیگردندبعدازدقایقی)

کتایون : ببندش دوباره ( علیرضا تأمل و مکث میکند،مردداست – کتایون اسلحه رابطرف اونشانه میرود)  اگه نبندیش میکشمش قسم میخورم میکشمش

علیرضا (شروع به بستن میکند)  :  تو میخوای اونوبکشی تو دیوونه شدی

دکتر : شمانمیتونیدبامن این کار روکنید، شمابایدمنونجات بدید آقای محترم

کتایون : مطمئن باش بدون محاکمه نمیکشمت

علیرضا : یعنی چی ؟ مانبایدروش اونا ارو بکارببریم مابا اونا فرق داریم اینوبفهم انتقامجوئی به روش اونها درست نیست

کتایون : این انتقامجوئی نیست . من همه جورتضمین میدم تضمینهائی که اونا هرگز بمن ندادند نه اون نه همکاراش

علیرضا: ( عصبی می خندد ) همکارهاش ... ها... نکنه میخوای همکاراشم بدزدی وبیاری اینجا مسخرست نه
کتایون : آره این کارم میکنم ولی باید اول اسمشون رو بدونم

علیرضا : بعد میخوای چه بلائی سراونا واین مرد بیاری؟

کتایون : اوناچه بلائی  سرمن آوردن ؟ تو میدونی؟ نمی دونی؟ یا نمیخوای بروی خودت بیاری واقعاً بی غیرتی ، این مردهمون کسیه که به ناموست ....

علیرضا : خواهش میکنم بس کن من درکت میکنم

کتایون : میدونی اینا چندبار این کارو بامن کردن؟ ده بار – پونزده بار ؟ بیست بار ؟ میدونی ؟

علیرضا : توکه نشمردیش بمن هم که نگفتی توفقط سربسته حرفائی رو بمن زدی منم چون نمیخواستم برنجونمت چیزی ازت نپرسیدم

کتایون: من شمردمشون برای همچین روزی،یادت میادشب اول قسم خوردی که وقتی اوناروپیداکنی چکارشون میکنی  یادت میادچطوری توبغلت میلرزیدم چقدر گریه کردم توچطور آرومم کردی چی بهم گفتی ؟ (( عشق من مایه روزاین کثافتارو پای میزمحاکمه میکشونیم  )) حالا من باید دست بدامن کی بشم  

دکتر : من از دست هردوتون شکایت میکنم ، شما لیاقت ریاست کمیته دفاع ازحقوق بشر رو ندارید ، دادستانکل باید عادل باشه

علیرضا : باهاتون موافقم ،  با این کار تو مجبورم استعفا بدم

کتایون : همیشه زود احساساتی میشی ، پیشانیت طوری چروک می افتدکه انگارده سال پیرترباشی. آن وقت مردم عکست رو بعنوان دادستان مل کشور می بینند وباورنمی کنند این تو باشی

علیرضا : مگه نشنیدی چی گفتم من استعفا میدم

کتایون : به چه دلیل ؟

علیرضا : تو دلیلشو نمیفهمی ، اما بقیه مردم مملکت خوب میفهمند، مخصوصاًوقتی دادستان کل که باید تساهل وتعامل واعتدال رو رعایت کنه خودش به روش پهلوی ها تخته گاز و بی محاکمه قصاص کنه

کتایون : این همه مدارا مردم ستمدیده رو خفه میکنه

علیرضا : من مدارا نمیکنم من متعتقدم تندروی منجربه سرنگونی ماست وبرگشتن حکومت بدست اونا، توکه دوست نداری حرکت های نسنجیده ما ، ماروتوچشم مردم کسانی مثل جانیان رژیم گذشته نشون بده و ازما هم روگردان کنه  تواینو میخوای ؟ بذارمن باهاش صحبت میکنم اون مرد عاقلیه اگه میخوای منم توکمیته بمونم و...

کتایون : آخی ... بینوای من توداری به هر ریسمانی چنگ میزنی که کارت رو تو کمیته از دست ندی منم همینو میخوام نه برای خودم بلکه برای فاش شدن جنایات این کثافتا برای کشف شدن محل دفن جسداونایی که زیرشکنجه وتجاوز کشته شدن اونایی که توزندونا بعدازاعدام بی سر وصدا دفن شدن، نمی خوام حماقت من وتو باعث مدفون شدن اون همه جنایت بشه

علیرضا: بهرحال من استعفا میدم توبا این کار پاک آبروی منو بردی

دکتر: من مجبورتون می کنم که استعفا بدید مطمئن باشید نه تنها استعفا که کار ی میکنم به زندون هم بیفتید مملکت شده هرکی هرکی

کتایون ( کتایون با اسلحه برصورت او می کوبد) :  خفه شو خوک حرامزاده جهود- میدونی من نه فقط صداکه جنس پوستم تشخیص میدم ،  وبوی کثیف دهن وبدنش ، یه دائم الجنب الکلی کثیف جای دستای کثیفش رو روی تنم احساس میکنم دستای زبروخشن  با ناخنهای سوهان خورده مثل الان ، وقتی دهنش از بوی مشروبی که از زادگاه نفرین شدش اورشلیم بابوی سیگاربرگش قاطی میشد وتوی صورت ما ها میکرد وهمزمان بادستاش باما ور میرفت (با هق هق ) و وقتی صدای اون نوار عذاب آورش روحمون رو شکنجه می دادهنوز بعداین همه مدت جای دستاشو حس میکنم . کثافت خودشه

علیرضا: آروم باش عزیزم حتی اگه این خودشم باشه توباید آروم باشی

کتایون : چطوری آروم باشم وقتی شبها صداش تو گوشمه وبادستاش عذابم میده وقتی میترسم که تو یه مهمونی یکی از اونا اونجا نباشه  که منوبشناسه وبیادکارائی که باهام کرده دلش غش بره وقتی شبا توبسترم بجای تو اونوتصور میکنم

علیرضا : تودقیقاًاز اون چی میخوای ؟

کتایون: میخواهم که اعتراف کنه

علیرضا: و اونوقت آزادش میکنیم؟

کتایون : اگه بی گناه باشه که می دونم نیست –  سرم داره منفجر میشه من میرم چند دقیقه استراحت کنم وای بحالت اگه حرکت اشتباهی کنی اول تورو وبعدخودم رو میکشم – درضمن تمام مطالبو برروی ضبط صوت بجا میگذارم

علیرضا: من قانعش می کنم که اعتراف کنه حالا برو استراحت کن .       

                               (کتایون میرود- نور میرود)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صحنه چهارم

( علیرضا و دکتر دورمیزنهار خوری نشسته اند کتایون از دورمواظب آنهاست دستان دکتر را ازجلو بسته اند ) 

علیرضا : ببخشید دکتر که اینطور شده من واقعاً متأسفم از صمیم قلب اینو میگم ، شما گرسنه نیستید چیزی احتیاج ندارید

دکتر: یه تیکه نان خیلی گرسنمه

علیرضا : (  ازغذاهای روی میز ساندویچی برای او درست میکند و کمک می کند که بخورد ) بفرمائید

دکتر: می بخشیدکه اینو میگم ولی همسرشما بایدتحت معالجه روان درمانی قرار بگیره

علیرضا :  رک وراست بگم دکتر علاجش شما هستید

دکتر: میخواد منو بکشه

علیرضا :  میگه اگه اعتراف نکنید این کارو میکنه

دکتر : اماباید به چی اعتراف کنم ؟

علیرضا :  خودتون بهتر میدونید که ساواک وپلیس درجلسات شکنجه شان ازچند دکتر و روانپزشک استفاده  می کردند

دکتر :  کانون پزشکان بتدریج ازاین مسائل آگاه شد وهر وقت امکان داشت مسائل رو برسی می کرد و تذکراتی رومیداد،گاهاًپزشکایی رو هم برای نظارت می فرستاد البته داوطلبانه ، من هیچ وقت اینطور جاهیی نرفتم

علیرضا : اون یقین داره شما همون دکتری هستید که .... مگه این که بتوانید انکار کنید

دکتر : چطور میتونم انکار کنم صداموعوض کنم ؟ چطورثابت کنم این صدا ی من نیست البته اگه فقط همین صدام منوتواین مخمصه انداخته باشه ، پس دلیل ومدرک دیگه ای وجود نداره ، چیزی که  ....

علیرضا : وجنس پوستتان اوبه پوست شما هم اشاره کرد.

دکتر : پوستم؟

علیرضا : و بوی دهان وبدنتون

دکتر : توهمات یه ذهن بیمار اینطوری میتونه یقه ی هرمردی را که از درمیاد تو رو بچسبه ...

علیرضا:  بدبختانه فعلاً شما ازاین در اومدید تو.

دکتر:این چیزا  اصلاًبا روحیات من جور در نمیاد من عاشق طبیعتم و زندگی سالم وموسیقی

علیرضا :کارل ارف؟

دکتر : بله کارل ارف – شوبرت – موتزارت – ویوالدی ، گوش دادن به کارل ارف که خجالت نداره ، دیروز این فکر احمقانه بسرم افتادکه بعدسالها کارل ارف گوش کنم واحمقانه ترش توقف برای شما بود ومراجعه ی دوباره ام به اینجا ، من مهمان شمام واین وظیفه شماست که منونجات بدید

علیرضا : میدونم منم دقیقاً میخوام همین کار رو بکنم

دکتر : قوزکهای پام ،دستام، کتم همه جام درد میکنه میشه یه خورده بندها رو شل کنید؟

علیرضا : میخوام رو راست بگم که برای نجات زندگیتان فقط یه راه وجود داره اونم اینه که اعتراف کنید

دکتر : من چیزی برای اعتراف ندارم  

علیرضا : دراین صورت باید چیزی از خودتون در بیاریدتا اون شما رو ببخشه یا قانع بشه

دکتر : من خطائی نکردم که بخاطراون منوببخشه ،می فهمید،شمام بجای اینکه راه حلهای ننگ آور وبی شرمانه رو بمن پیشنهاد بدی بهتره بری وهمسر دیوونه ات رو قانع کنی قبل ازاونکه به حیثیت حرفه ایت بیشتراز این  لطمه واردکنه  بگی که دست ازاین عمل جنایتکارانه اش برداره

علیرضا: من فقط.....

کتایون : ( کتایون وارد میشود) مشکلی پیش اومده

علیرضا : نه عزیزم هیچ مشکلی نیست

کتایون : آخه دیدم کمی مظطرب شدی و صداتو بلند کردی ، دکتر شما نسکافه میل دارید، دارم باتو صحبت میکنم دکتر مادرت هیچوقت یادت نداده که وقتی ....

دکتر : اسم مادرمنو بزبان نیارید اجازه نمیدهم اسم مادرم رو بیارید

کتایون: متأسفانه کاملاً باهاتون موافقم ، چون مادرت مسئول کارهای تونیست ، ولی این

خودشما مردایید که  همیشه پای مادرهارو وسط میکشید وبهشون توهین میکنید،  مادر  قحبه ،

مادر... به جای پدرکه مسئول تمومه....

علیرضا : میشه بس کنی قباحت داره ، خواهش میکنم برو بذار من کارمو بکنم

کتایون : باشه میرم ( می رود)

دکتر  : شما خیال دارید بعد از اعترافات من چیکار کنید؟ شما حرفهای اونو باور میکنید مگه نه؟

علیرضا :  اگه فکر میکردم شما گناهکارید اینطوری تلاش می کردم نجاتتون بدم

دکتر  :  بنظر من شما از همون اول با او تبانی کردید، اونقش آدم بد رابازی میکنه و شمام نقش

آدم خوب راو...

علیرضا : منظورتون از نقش آدم خوب ..... ؟

دکتر  : اون نمیتونه خوب نقش بازی کنه ولی شما خوب بلدی وهمش هم برای اینه که منو وادار

به اعتراف کنید، و وقتی اعتراف کردم چه شما وچه هرمردی باشدمنو میکشه ، هرمرد درست

 وحسابی که بشنوه به زنش تجاوز کرده اند . من هم بودم همین کارو میکردم. با ان تفاوت که من

اول تخمهاشو هم میبریدم ، خب بگید ببینم به نظر شمامن همون دکتر لعنتی هستم مگه نه ؟

 ( می خندد)  

(علیرضا سراسیمه درخانه می گردد چیزی را داخل می آورد )

دکتر: چیکار میخواهید بکنید ؟

علیرضا : میخوام با این اسلحه بیام و اون مغز گندیده ات رو داغون کنم ( عصبانی وبا فریاد)

اما اول به توصیه خودت عمل میکنم و تخمهاتو میبرم مرتیکه مادرسگ ، این کاریه که یه

مردواقعی میکنه مگه نه ؟ فاشیست عوضی مردهای واقعی مغزمردم رابا یه شلیک متلاشی میکنند

وبه زنای دست وپابسته تجاوزمیکنند نه مثل من ابله و ساده وبی غیرت،  چون دارم ازتوی

مادرسگ دفاع میکنم ، که به زنم تجاوز کردی وزندگیمون رو تباه کردی (اسلحه را زیر شقیقه

اش می گذارد) چندبار بهش تجاوز کردی حرامزاده ی مادر قحبه ؟

دکتر  : (به لکنت افتاده )  من ... من .... آقای.. اس ...لا.. می

علیرضا : اسلامی بی اسلامی چشم در برابر چشم حالا حالیت میکنم

دکتر  : من شوخی کردم فقط همین

علیرضا :  چرا نباید لذت درد کشیدن تروبه همسرم هدیه کنم ، الان صداش میکنم که خودش

این کار رو بکنه

دکتر  :خواهش میکنم صبرکنید

علیرضا :دیگه ازمیانجی بودن خسته شدم ، خودت با هاش  بتفاهم برس

صدای کتایون : چیزی شده عزیزم خیلی سر وصدا می کنین

علیرضا: ( میخواهدچیزی بگوید، التماس را ازنگاه دکتر می خواند) نه نه تو استراحت

کنم

دکتر  : من باید چیکار کنم لا اقل شما یه جزئیاتی از وقایعی که برهمسرتون گذشته برام تعریف

کنید تا من بتونم ازش یه داستان تعریف کنم

علیرضا :  ازمن میخوای همسرم رو فریب بدم

دکتر  : نه فقط میخوام که زندگی یه آدم بیگناه روا نجات بدی، توباور میکنی من بیگناهم مگه

نه؟

علیرضا : اینقدر نظر من برات مهمه؟

دکتر  : البته چون شما قاضی هستید وبی طرفی شما خیلی مهمه حتی اگه من واقعاً اون دکتر

کذائی باشم .

( درحال رفتن

علیرضا : میرم تا یکبار دیگه حقایق رو از زبان همسرم بشنوم )

 

 

 

 

 

صحنه پنجم

علیرضا : میتونی یه بار دیگه همه اتفاقات  و وقایع وبلایائی که برسرت اومده رو برام تعریف کنی

درست مثل این که تو بعنوان اولین نفر به کمیته دعوت شدی بعنوان اولین شاهد

کتایون : ازکجا شروع کنم ؟

علیرضا: از اسمت شروع کن صبرکن دکمه ضبط صوت رو بزنم بعد تاریخ و وقایع

 (دستش روی دکمه ضبط) حاضری؟

کتایون: (باسرتأیید میکند ، اودکمه ضبط صوت را میزند) من کتایون موسوی هستم

همسر علیرضا اسلامی حقوقدان برجسته ، چندسال به تحصیل در رشته پزشکی مشغول بودم ،

همزمان با اوج گرفتن شعله های انقلاب فعالیت های انقلابی واسلامی ام را مخفیانه آغازکردم من

بهمراه چند دختر دیگر ازجمله ژاله کیانی ، خط دهی فعالیتهامان با علیرضا همسرم وبهروز

همسریکی دیگه از دخترابوداز پخش وتکثیر اعلامیه  و نوارهای های امام خمینی گرفته تا

 ساماندهی اعتصابات وتظاهرات همه وهمه تا اینکه........         

( نور کم میشود، صدای کتایون را میشنویم- تصاویری از جنایات وزندانهای ساواک وقیام مردم

وکشتار مردم توسط رژیم پهلوی)

صدای کتایون : حدودساعت 2 بعدازظهراواخرسال 1355 وقتی داشتم از درب دانشگاه بیرون

می آمدم دریک خیابان فرعی  ماشینی جلویم پیچید وسه مرد باتهدیداسلحه

مراسوارکردندوباخودبردند، نمیدانم چرا من با آن همه شجاعت دادوهوار راه نیانداختم واسمم رو

بلند صدا نزدم که که من کتایون موسوی هستم مردم کمکم کنیداینها دارندمنو می دزدند،اگه

همون لحظه اول فریادنزنی دیگه شکست خوردی وباختی .... سه روزتمام

شکنجه وکتک  خیلی سرسخت بودم ازهیچکی اسم نیاوردم حتی از علیرضا چون میدونستم براش

گرون تموم میشه اون باید سالم میموند تابتونه انتقام ماهارو بگیره  بعد سه روز برای اولین بار

صدای دکتر کیانی رو شنیدم فکر کردم آمده تا مرا نجات دهدولی ولی ژاله همون روز دوم 

ورود دکتر دیگه نتونست تحمل کنه و جان باخت  دکتر باپخش موسیقی  وکلمات آرامبخش

شروع کرد موسیقی اش مدهوشم می کرد. (صدای  دکتر  پخش می گردد)

صدای  دکتر  : من موسیقی پخش میکردم چون به ایفای نقشی که داشتم کمک میکرد ، نقش

یه آدم خوب موسیقی پخش میکردم چون راهی بود برای جلب اعتمادواطمینان زندانی ها

بخصوص خانم ها و میدونستم که موسیقی کمکشون میکنه برای تسکین دردهاشون ،من توسط

یکی از دوستام  برای همکاری باساواک دعوت شدم به بازداشتگاه مرکزی ساواک معروف به

قبرستان مخفی  ،من یه یهودی بودم وسودای رفتن به ار ض موعود وسوسه ام می کرد چون از

لحاظ مالی درمضیقه بودم ساواک به من قول داد بعدازهمکاری زمینه سفرم رو فراهم کنه  اول

فکر کردم با رفتنم به جلسات شکنجه ساواک میتونم یه جوری مردم رونجات بدم واقعاً اولش 

نظرم کمک بودولی آزارواذیت سالهاست  با آئین یهود ریشه دوانده و من هم  که یک یهودی

 متعصب بودم وخشونت وسرکوب ریشه درخونم داشت

(کتایون وعلیرضاهردوبصدای دکتر گوش میدهند )

صدای  دکتر  : کم کم نقشم این شد که تشخیص بدم که هر زندانی چقدرمیتونه شوک وفشار

الکتریکی وشکنجه روتحمل کنه ، اوایل فکر میکردم این  خودش راهیست برای نجات زندانیان

و گاهی مواقع پیش می آمدکه شکنجه را متوقف می کردم چون ممکن بود زندانی تلف بشه ،

ولی کم کم دیدن همین شکنجه ها احساساتم رو ازبین برد وشدم یکی مثل اوناودیگه نفهمیدم

چیکارمیکنم ...  یه جور دد منشی وشقاوت برمن حکمفرماشده بود. کنجکاوی بیمارگونه

علمی هم قلقلکم میداد که ببینم هرکس چقدرتحملش رو داره اوضاع جنسی وجسمی

افرادزیر ا لکتریسیته چطوری میشه ، مخصوصاً درمورد زنا وقتی فکر کنی اونا دراختیارت هستن

تاهرکاری که دلت میخواسته ومادرت منعت کرده ازانجامشون رو انجام بدی وقتی زنای مختلف

روببینی وبتونی هرآزمایشی رو روشون انجام بدی واقعابرات لذت بخش میشه  ...... وقتی

کتایون موسوی رو که میگفتند خیلی سرسخته رو آوردن دیگه خیلی دیرشده بود ومن شده بودم

یه حیوان واقعی  و میخواستم یکجا تموم برنامه هائی رو که طی آزمایشهام یادگرفته بودم رو

روش پیاده کنم اون واقعاًزن زیبائی بود باجذابیت های خاص .... من یک یهودی واقعی هستم ،

کاش میتونستم تجربیاتم رو توی سرزمینم روی فلسطینی ها هم آزمایش کنم

علیرضا: میخوای متوقفش کنیم همینجا ؟   

 STOP) ضبط صوت را میفشارد وصدا قطع می شود)

کتایون : نه اصلاًبذار تا آخرش گوش بدیم

صدای دکتر: مسئول شکنجه گاه کسی بود که بهش استادمخوف  میگفتند همیشه میگفت

توماهرترین دکتری هستی که تا حالا با ما همکاری کردی وهمین باعث میشد خودم بخودم

افتخارکنم که دست وپاچلفتی نیستم . کارم رو باتجاوزهای جنسی با انواع واقسام وسایل مختلف

آغازکردم. دوست داشتم از پوست نازک زن هابرای خودمآباژور درست کنم ،مثل پوست ژاله

کیانی ژاله کیانی دختری بود که روز دوم ورود من مرد، یکی  ازسرسخت ترین زنهایی که

درتمام مدت کارم دیدم کتایون موسوی بود که هیچگاه راضی نشدخودش رو تسلیم کنه و من

کم کم عاشق همین لجبازیش شدم . ومیخواستم بهرترتیب او را رام کنم . جنون باعث شد

اوراتاحدممکن زیربادکتک وشکنجه و... بگیرم تاشاید .... بهرحال من  اعمال جنایتکارانه ی

زیادی را مرتکب شدم ولی کسی رانکشته ام بلکه  مانع ازکشتن افرادزیادی هم شده ام که

ازمحضر دادگاه تقاضای عفو دارم  . دکتر کامران کیانی

(صدا قطع میشود)

علیرضا :  (بسیار آشفته است ) میکشمش بدون هیچ محاکمه ای 

کتایون : تواین کار رو نمیکنی ... تواین مسیرکه شروع کردی به خیلی ازاین ب بدترها

برمیخوری که نمیتونی همشون و بی محاکمه بکشی – توباید بقیه همدست هاشون رو پیداکنی

علیرضا : من نمی تونم همینطور دست رو دست بگذارم

(علیرضا بیرون میرود ودکتر را کشان کشان می آورد)

علیرضا : حالاهرچی راکه گفتی ونوشتی امضا کن حرامزاده

دکتر: چرا باید امضا کنم

(اسلحه را زیرگردنش میفشارد)

علیرضا: امضا میکنی یامغزت رو متلاشی کنم

دکتر: ولی این حرفها که همش ساخته ذهن همسرشماست که توسط من بیان شده همین

کتایون :  آره میدونم ولی من چندتا ازاسم ها عوض کردم که تو ازترس وفشار اسم های اصلی

رو گفتی

دکتر: ( با لکنت ) مثلاً چه اسم هائی

علیرضا : اگه یذره شکم داشتم برطرف شد وبایدحقتو کف دستت بذارم

کتایون : میدونی دکتر توخیلی احمقی اگه اسم استاده مخوف رو که من ، دکتره  مخوف به

علیرضا گفتم و گورهای مخفی را قبرستان مخفی نمگفتین بازم یذره شک میکردم هرچندبوی

ادکلنتون ، بوی دهنتون مزخرف وگند، زخم روی دستتون هم هنوز همونه

دکتر : شمانمیتونید منوبکشید حتی اگه همون دکترباشم

کتایون  : تنها درصورتی کشته نمیشی که آدرس اون زندان مخوف رو بدی تاپدر ومادر ژاله 

وژاله های زیادی بتونند بعداین همه مدت جنازه بچه هاشون رو پیداکنن وراحت وبی دغدغه

براشون مراسم بگیرن ، البته من آروم نمیشم من وقتی آروم میشم که تودر دادگاه به اعدام محکوم

بشی و من باخیالت راحت بتونم به موسیقی مورد علاقه ام اپرای کارمینا برونای کارل ارف گوش

 بدم . میدونی من تموم خاطره اون سالها رو از ذهنم پاک کردم من هیچ کس نیستم من هیچ

چیز نیستم ، من کسی رو جز علیرضا اسلامی همسر ورهبرم نمیشناسم ، توی گذشته من هیچ

خاطره ای جز علیرضا وژاله نیست . من خاطره ای ندارم ، شاید با محاکمه تو بتونم یعنی جرئت

کنم بسراغ خاطراتم برم بخاطرات قبل از اواخر سال 1355 که دختر ی شاداب بشاش وشجاع بودم

نه مثل الان گوشه گیر وخموده که حتی شوهرش هم نمیخواد تو روش نگاه کنه ... شاید محاکمه

تو بتونه آبی باشه به آتیشی که خاطرات سالهامو داره میسوزونه و................

( صحنه ی داگاهی به ریاست علیرضا ست ،دکتر در جایگاه متهم نشسته است و کتایون

در جایگاه شهود درپایان نمایش صدای اعترافات دکتر پخش می شود، پخش موسیقی کارمینا برونای کارل ارف )

 

پایان : دی ماه 89                                            دانیال حیدری   



[1] آهنگساز برجسته آلمانی بامشهورترین اثرش کارمینا برونا


 
 
سخه جدید از تاریخ تئاتر اسلام آبادغرب تاریخچه ی فعالیت های نمایشی در شهرستان ا
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٤
 

سخه جدید از تاریخ تئاتر اسلام آبادغرب

تاریخچه ی  فعالیت های نمایشی در شهرستان اسلام آباد غرب

تهیه وتنظیم کننده : دانیال حیدری کارشناس نمایش

 تاریخچه ی  فعالیت های نمایشی در شهرستان اسلام آباد غرب به سالهای میانی دهه 40 می رسد گروههای پیشاهنگی در آن سالها در سالنهای پیشاهنگی به اجرای برنامه می پرداختند که متاسفانه از نام آثار ومتونی که درآن سالها بر روی صحنه می رفته است اطلاع دقیقی در دست نیست و اسامی افرادی که در شهرستان در دهه 40 به فعالیت نمایشی می پرداختند نیز برای نگارنده مشخص نمی باشد اما در فاصله ی سالهای 54 تا 64 گروههای نمایشی و افراد معمولا با جریان انقلاب همسو بوده و در مساجد وتکایا به اجرای برنامه می پرداختند . برادران حیدری : حاج منوچهر حاج نصرت الله و مرحوم  حاج کیومرث حیدری  و آقای کاظم میرزایی  حاج عبدالله پور شفیع  مهدی زید شفیعی دکتر علی رشیدی حاج ماشاءالله حاتمی حاج اشرف پاشایی  دکتر ساسان شیخی کامران البرزی شهریار زنگنه ماشاءا الله علیمددی  شهید علیرضا زمانی شاهپور گندمکار حاج محمد رضا بهشتی و........   از اولین تئاتری های شهرستان هستند که برای ما تنها  نا مشان بیاد مانده است .

تاریخ فعالیت رسمی انجمن نمایش در شهرستان اسلام آباد غرب

انجمن نمایش شهرستان اسلام آباد غرب در سال 1368 توسط آقایان حاج نصرت الله سپهر شعبان سپهر   مهندس مجید حسینی آقای اسدالله محمدی و بهروز آیینه بندی به عنوان هیئت موسس و بنیانگذار ان        انجمن نمایش تاسیس گردید و فعالیتهای چشمگیری را در همان آغاز کار انجام داد که از جمله آن میتوان به اجرای عمومی نمایش های ( راز درخت مقدس  - خوشه های خاکستری نوشته استاد عبد الحی شماسی و کارگردانی نصرت الله سپهر در سطح شهرستان وچندین جشنواره تئاتر ازجمله جشنواره تئاتر استان کرمانشاه          و نمایش منتیل پا،  شرکت کننده در جشنواره تئاتر شیراز اشاره نمود و نیز نمایش های گنج نوشته وکار   :           شهرام کرمی که در جشنواره چهارم تئاتر استان شرکت نمود و نیز مرگ دیگری نوشته محسن مخملباف به کارگردانی نصرت الله سپهر اشاره نمود از دیگر فعالان نمایش شهرستان در سالهای آغازین دهه 70 و اواخر دهه 60  میتوان به آقایان 1- شهرام کرمی : رئیس انجمن تئاتر خیابانی کشور در حال حاضر2-   استاد :  حمید رضا نعیمی مدرس دانشگاه نویسنده برجسته  که تاکنون چند دوره در جشنواره های متعدد معتبرداخلی از جمله جشنواره تئاتر فجر عناوین بسیاری را کسب نموده و عضو شورای نظارت بر صدور پرونده  نمایش در تهران می باشد اشاره کرد در کنار این بزرگان نامی به چشم میخورد که علاوه بر هنر تئاتر برای فرهنگ و دانش و هنر مردم این شهرستان زحمات زیادی را متحمل شده است  واین کسی نیست جز مهندس مجید حسینی که هم اکنون مدیر مسئول روزنامه پر طرفدار عهد جوانی می باشد وی  در سالهای حضورش در شهر ستان بعنوان نویسنده بازیگر کارگردان  منتقد وعضو شورای نظارت بر صدور پرونده نمایش شهرستان و نیز داور همواره کوشیده است مسیر علمی حرکت در جریان نمایش را به مشتاقان بیاموزد و در این راه از هیچ کوششی دریغ  نکرده است

از دیگر دلسوختگان و زحمتکشان این عرصه  حاج نصرت الله سپهر می باشد ( معاون فعلی اداره گردشگری میراث فرهنگی و صنایع دستی استان کرمانشاه ) وی بعنوان اولین دانش اموختگان تئاتر شهرستان  تمامی هم وغم خود را مصروف آموزش به جوانان و نو آموزان مسیر نمایش نمود ایشان سالها بعنوان مسئول انجمن نمایش شهرستان ونیز مسئول اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان شاگردان بسیاری را تربیت نمود  که هم اکنون نیز شاهد فعالیت و حضور این عزیزان  در عرصه نمایش استان و شهر ستان هستیم آقایان صالح سپهر دبیر  آموزش وپرورش اسدالله محمدی دبیر آموزش پرورش و نیز جناب دکتر سپهر (فرماندار سابق سرپل ذهاب )  نیز در طول آن سالها در زمینه تئاتر زحمات بسیاری را متحمل شده اند از دیگر فعا لان این عرصه میتوان به حسین مومنی دبیر دبیرستان های شهرستان ( ساکن فعلی شهر مقدس قم ) اشاره نمود ایشان در طول فعالیت نمایشی خود  هم در زمینه ی بازیگری و هم در زمینه کارگردانی و امر داوری و آموزش به جوانان و نوجوانان  بسیار کوشا بوده اند وی با تئاتر بچه تابستان نوشته مرحوم حسن حامد و بازی خود وآقای آرش صفری به عنوان اثر برگزیده جشنواره تئاتر اندیشه در کردستان و نیزمقام اول ودوم بازیگری مرد  واول کارگردانی دست یافت  وی سالها بعنوان مسئول آموزش تئاتر در امور تربیتی به امر آموزش نوجوانان و جوانان علاقه مند به نمایش مشغول بود از این عزیزان تنها حاج نصرت الله سپهر و مهندس مجید حسینی  تا سال های آغازین دهه 80  در تئاتر شهرستان فعالیت داشته اند و بقیه بجز این دو عزیز و جناب آقای مومنی در همان سه سال اول فعالیت شهرستان و فعالیت های نمایشی را بدلایل مختلف رها نمودند .

اما نسل دوم تئاتر شهرستان و فعلان نمایش شهرستان در دهه هفتاد عبارتند از دکتر امین جلیلیان – سید مجتبی رضا بیگی - تورج زنگیشه ای –حاج کامران دلریش – علی حیاتی – رسول نادری -  وحید حسینی – کیانوش صادقی – عابدین اصحابی _ فتح  الله نیازی  _ کرمرضا بساطی _ مرتضی نجفی _ کامران محمد پور و................... افراد دیگری نیز در عرصه تئاتر شهرستان حضور داشته اند که البته این حضور به یکی دو کار جدی و بیشتر کار های طنز و در محیطی خارج از مجموعه انجمن نمایش و اداره ارشاد فعالیت داشته اند و نیز فعالیت های دانش آموزی و جنبی   مانندفعالیت در سازمان تبلیغات اسلامی که الحق در آن سالها بار نمایش بیشتر  از اداره ارشاد بردوش این نهاد انقلابی بود سعید اصغری - علیرضا حیدری( ایشان نیز در زمینه تئاتر دانش آموزی وجدی به  عنوان نویسنده بازیگر و کارگردان به عناوینی دست یافتند )  کورش سبزواری - ایرج مطاعی ( ایشان سا لها در مدارس غیرانتفاعی بعنوان مربی تئاتر و در چند دوره در امور تربیتی بعنوان داور حضور داشته اند ) - سیامک الماسی   قباد دارابی ( ایشان بعد ها در چند کار نمایشی جدی به ایفای نقش پرداختند ) علیداد برجی  مهرداد حمزه پور مهرداد جعفری  و .............................                                                                                                        شایان ذکر است که  تورج زنگیشه ای - ایرج مطاعی - قباد دارابی -  سید مجتبی رضا بیگی  - مهردا د جعفری با  دو نمایش بند و پرده برداری به دو جشنواره تئاتر ( اندیشه و اولین دوره تئاتر شهرستانها  )راه یافته اند . 

 

 در سالهای  میانی دهه هفتاد (75-78) مشتاقان جدیدی پای به عرصه تئاتر وخصوصاً رو به امر بازیگری آورده اندو از این طیف هنوزهنرمندانی در عرصه تئاتر شهر ستان فعالند که عبارتند از  دانیال حیدری آرش منصوری   شهرام کدیوریان  علی قاسمی مهدی نیازی  سعید میرزایی رضا عاطفیان رسول روندی  فرشاد طاهری-                       ر وح الله آفتابی  روح الله پرویزی ومحمدامین رفعتی ......

در آغازین سالهای دهه ی 80 ( 78تا کنون )  بازیگران و جوانا ن پرشوری پا به عرصه تئاتر شهرستان گذاشتند که در امر بازیگری و فعالیت های نمایشی بسیار خوش درخشیده اند از قبیل آقایان  گودرز رضایی حسین قنبری راد  حسن قنبری راد  داوود شیرزادی طاها حیدری سعید نوروزی  سعید فتاحی روح الله نیازی  محسن جلیلیلن بهداد حق پناه  امیر روندی  احسان بیرامی  مجتبی کریمی پیمان رضایی علی حسن نوری  سعید ارمکان –کامران فرزامی نژاد و..........

یکی از چهره های زحمتکش و قدیمی و مقام آور تئاتر شهرستان کسیست که فعالیت او مکمل فعالیتهای نمایشیست و او کسی نیست جز آهنگساز توانا و برجسته ی شهرمان عبد الرضا غلامی استاد مسلم موسیقی که بار بیشتر نمایش های اجرا شده در شهر ستان بردوش ایشان بوده و هست و الحق در تمامی اجراها از عهده ی وظیفه خود به نحو احسن برآمده است .

یکی دیگر از دلسوزان بزرگان و مقام آوران تئاتر کشور که غریبانه در شهرستان اسلام آباد غرب  به خدمت  می پردازند و خدمات شایانی را در زمینه ی بازیگری نویسندگی کارگردانی نقد داوری و نظارت در سطح شهرستان و استان و کشور نیز انجام داده اند جناب استاد نجات میرزایی است .                                                     در این مقال از حضور پر رنگ خانمها در عرصه ی نمایش  سخنی بمیان نیامد زیرا آنقدر حضور خانمها در تئاتر شهرستانمان پررنگ و اثر بخش بوده است که حیفمان آمد در بخشی جداگانه به ایشان و زحمات و عناوین  و کارهایشان اشاره نکنیم .

حضور خا نم ها در عرصه تئاتر شهرستان  :

حضور خا نم ها در عرصه تئاتر شهرستان به حدود سالهای 74 و 75 بر می گردد  و باز ی سرکار خانم ناهید نادری در نمایش داوری ایندورا به کارگردانی آقای حسین مومنی  ایشان از بازیگران خوب عرصه ی نمایش شهرستان بوده اند که متاسفانه  بدلایلی  از ادامه کارهای نمایشی صرف نظر نمودند بعد از این سالها بمدت سه سال و بعلت تغییر دیدگاهها در مورد حضور خانم ها در تئاتر شهرستان تا سال 77 حضور خانم ها درتئاتر شهرستان بکلی ممنوع شد تا اینکه در این سال شهرستان اسلام  آباد غرب میزبان اولین دوره جشنواره تئاتر شهرستانهای استان کرمانشاه شد در این سال گروه نمایشی کوچ پرستوها به همت آقای مهدی نیازی و همکاری آقایان : کامران دلریش مرتضی نجفی دانیال حیدری و .....تاسیس شد  و متن نمایشی عروسی  آفتاب نوشته ی سرکار  خانم ژاکلین سپهری و کارگردانی کامران دلریش از سوی این گروه در جشنواره به مرحله نهایی راه یافت در این گروه خانم ها : ملیحه صیادی شکوفه محمدی فاطمه پورقنبری  خواهران نجفی و خواهران آفتابی صغری قزوه  و... حضور داشتند از این سال به بعد نگرشها نسبت به حضور خانم ها در عرصه تئاتر شهرستان تغییرکرد و هنرمندان توانایی از بین خانمها به عرصه تئاتر شهرستان معرفی شدند که از این بین میتوان به خانم ها

زهرا ایوانی   فروزان شیرمحمدی  شکوفه کریمی  سارا مهری   هدی صفری  سمیه آغال  ژیلا وزیبا محمد خانی  فرزانه فرشته و شیوا نیازی   نرگس برنجیان   شراره اسدی شکوفه اکبری  آرزو ایوانی  سهیلا یزدانی          نسرین قنبری   ماندانا و معصومه رستمی   زینب تکاپو - صدیقه تکاپو-   مهشید مهتابی وکتایون شیرزادی حدیث وفرشته تاری-سمیرازنگنه- حسنا آرمند سرکار خانم ثریا رضایی اشاره نمود و کوچولوی توانای تئاتر شهرمان دلنیا دلریش .اسامی فوق در عرصه بازیگری موفق ظاهر شدند و  حضوری بسیار تأثیر گذار در عرصه تئاتر شهرستان و استان داشتند  و الا غیر از ایشان قشر دلسوز و زحمتکش  دیگری نیز  در کنار این عزیزان  وپابپای این عزیزان متحمل زحمات نمایشی شده اند که جا دارد در این مقال به اسامی ایشان اشاره ای بنماییم .

خانم ها :  سرکار خانم ثریا کرمی - سحر شهبازی - آرزو ایوان نژاد-  خواهران رشیدی-  خواهران پورقنبری        مریم حسن بیگی - مهتاج ناظری - - الهام مهرپویا - معصومه بساطی - پروین بهور - خانم نیازی پریوش بهادر سمیه  -رضایی – راحله اسماعیلی -  سمیرا سلیمانی -  فرشته خاطری  - کبری نظری –  الهام صفری –و......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- جشنواره های برگزار شده در شهرستان اسلام آباد غرب از سال 77 به بعدوگروههای شهرستان حاضر در آن جشنواره ها

الف ) جشنواره تئاتر شهرستانهای استان کرمانشاه  (77)                                                                                               1  -     عروسی آفتاب کارگردان :  کامران دلریش                                                                                        2-  فاش یا پرده برداری کارگردان :  تورج زنگیشه ای

ب ) جشنواره تئاتر دفاع مقدس (80 )

       1- گلی برای هیوا کارگردان : مهدی نیازی                                                                                                                    2 – آتش به آدم بیاموزیم   کارگردان :علی حیاتی                                                                            3-   نخل وکوسه کارگردان  : دانیال حیدری

پ ) جشنواره استانی تئاتر طنز (81 )

1 -   قهوه قجری کارگردان : رسول نادری     2 – پیک نیک در میدان جنگ کارگردان دانیال حیدری

3  - پیک نیک در میدان جنگ کارگردان  : بهزاد حیدری

ت ) جشنواره تئاتر مرصاد

مهمترین رویدادی که بعداز سال 1386در تئاتر اسلام آبادغرب اتفاق افتاد ونقطه یعطفی درتئاترشهرستان واستان میباشدبرگزاری جشنواره مرصاد بصورت سه دوره استانی ویکدوره منطقه ای بوده است. که دوره آینده آن درسال 90 نیز بصورت منطقه ای برگزار می گردد.

ت - 1) دوره اول

1 _ قرمز کارگردان : آرش منصوری    2- خاک مرده کارگردان : بهزاد حیدری

3_ خط خون : شکوفه کریمی

ت - 2) دومین دوره

1- رقص کاغذپاره ها، کارگردان: حاج کامران دلریش

       2- ژاندارک درآتش، کارگردان : بهزاد حیدری          

    

ت - 3) سومین دوره

1- سرزمین مادری ،  کارگردان: آرش منصوری

2- طبقه 13 ، کارگردان: بهزادحیدری

 

ت-4) دوره چهارم ( اولین دوره بصورت منطقه ای )

1 - موج مارا خواهد برد، کارگردان آرش منصوری

 

ث) جشنواره منطقه ای تئاتر محراب (ویژه کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور )

1 - یلدای آبستن ، کارگردان کامران دلریش          2- مسافری به هیچ ، کارگردان : گودرز رضائی

3 - قصه خوب خدا، کارگردان : سعید نوروزی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3 - اجراهای عمومی و شرکت گروهها در جشنواره های تئاتری اسلام آباد غرب استان وسطح کشور

الف) منوچهر حیدری کارگردانی آثار ذیل سالهای (87تا65) :

1-  با خون به استقبال فجر : کارگردان  منوچهر حیدری  2- مرگ یزد گرد 

( اجرای عمومی در سطح شهرستان وشهرستانهای غرب استان 65)

ب ) نصرت الله سپهر کارگردانی آثار ذیل سالهای( 68 تا 72  ) :

2_  نمایش های تفنگ _ آسیابان _ وقتی گرگ زوزه میکشد _ منتیل پا _ راز درخت مقدس_ مرگ دیگری  خوشه های خاکستری   ( ازسالهای 68 تا 72  اجرای عمومی و شرکت در جشنواره های استانی و کشوری )

پ) شهرام کرمی

  کارگردانی آثارذیل  سالهای(72 – 75)  : گنج ( شرکت کننده در جشنواره چهارم تئاتر استان کرمانشاه )

ث) تورج زنگیشه ای

اجرای عمومی نمایشهای   1- بند 2 – تبر 3- پرده برداری                                                                                 شرکت در جشنواره اندیشه و تئاتر( شهرستانهای استان کرمانشاه )     

ج) علی حیاتی کارگردانی آثار ذیل ازسالهای 75 تا کنون

  اجرای نمایشهای رسم بر این است – آتش به آدم بیاموزیم – سرخ وسوزان – اولین بازی                                     ( مشترک با بهزاد حیدری ) دختری با عشوه های خاکستری – تسلسل-قصه فراق تو- به خورشید سپارید- شاهزاده وگدا-   دل بتوان حسرت -  باور کنید بیگناهم  سفر به عمق خیانت و....                                        

(شرکت در جشنواره های متعدد استانی )

چ ) دانیال حیدری کارگردانی آثار ذیل ازسالهای 78 تاکنون

اجرای عمومی نمایش های    مهتابی - طلعت - نخل وکوسه – پیک نیک در میدان جنگ -   دو مرغ آخر عشق – رقص روی لیوانها – شیر علی – آخر بازی  - دغدغه های پرچین چهار زبر – پاییز انتظار با بوی نرگس آخریازی –  مجلس نرگس – برگزین – تمام صبح های زمین – خورشید کوچک شام -  اشک روان بر امیر کاروان ( شرکت در جشنواره استانی  طنز  دفاع مقدس و ماه استانی و بسیج وکانونهای مساجد کشوری)

ح ) بهزاد حیدری کارگردانی آثار ذیل ازسالهای 77 تا کنون

اجرای نمایشهای    پیک نیک در میدان جنگ – بلقیس یا خواب خیس باران –عشق وجنون                          قصه دیب خنده ناک – خاک مرده – آتش به آدم بیاموزیم ( مشترک ) - اولین بازی (مشترک با علی حیاتی ) طبقه 13( شرکت در جشنواره های طنزو دفا ع مقدس استانی و مرصاد )

خ ) مهدی نیازی کارگردانی آثارذیل از سالهای 78تا 85

اجرای نمایشهای  محبس - گلی برای هیوا  -افسانه نیاز  - مهمان سرزمین خواب – دیوار – لچگ گلی                     ( شرکت در جشنواره دفاع مقدس  وعروسکی استانی )

د) رسول نادری کارگردانی آثار ذیل ازسالهای 77 تا کنون

8 -  اجرای نمایشهای اسب سفید ( مشترک با بهزاد حیدری ) نوبت آیینه ها ( مشترک با کرمرضا بساطی )                                            قهوه قجری – خط خون  ( شرکت در جشنواره استانی و طنز  و بسیج کشوری  و مرصاد)

 

ذ) فتح الله نیازی کارگردانی آثار ذیل ازسالهای79 تا 82

9 – اجرای نمایشهای  مصاحبه – اسید – مک خوش شانس – به شاه بگویید شاه برگشته – دندون طلا -  مسافری به هیچ -  بکارگردانی فتح الله نیازی  ( شرکت در جشنواره استانی و جشنواره  ماه سراسری در تهران )

ر) حاج کامران دلریش کارگردانی آثار ذیل ازسالهای 77 تا کنون

10 – اجرای نمایشهای عروس آفتاب – عروس کلهر – خاک سبز – شبیه پدر – سیب سرخ خورشید                                           -رقص کاغذپاره ها – به آسمان نگاه کن – یلدای آبستن

ز) آرش منصوری کارگردانی آثار ذیل ازسالهای 85تاکنون

اجرای نمایش های مسافری به هیچ -  قرمز- زندگی با طعم هات داگ – بهشت بشرط آتش- سرزمین مادری  موج ماراخواهدبرد                                                                                                                                          ( شرکت در جشنواره مرصاد و استانی هلال احمر- بسیج – کشوری واستانی  ماه و جشنواره جشنواره های فجر)  

 

 

ژ) سعید نوروزی کارگردانی نمایش های

13- اجرای عمومی نمایش های من نمیمکت تنهایی – امشب دیگر مهره های پشتم نی لبک می زند- خط سوم-  قصه خوب خداو.......                                                 

س) نجات میرزائی کارگردانی درشهرستان اسلام آبادغرب( 1 مورد  )                                                 ایشان سسالهادرجشنواره های متعدد کشوری مانند فجر ودفاع مقدس دراستانهای کرمانشاه-ایلام – کردستان درصحنه تئاترکشورحضور فعال داشته اند.اجرای عمومی نمایش شیر علی بکارگردانی نجات میرزایی              (شرکت در جشنواره های استانی ماه و بسیج )    

ش) ژیلا محمدخانی کارگردانی آثار                                                                                                            - اجرای نمایش های تناک و آبی های زمین بکارگردانی ژیلا محمد خانی                                                                                 ( شرکت در جشنواره های استانی بسیج دو دوره و کشوری بسیج و کانونهای مساجد کشوری )

ص) گودرز رضائی

اجرای نمایش خاکستری و کارگردانی بیش از یکصد آیتم طنز ومیان پرده( شرکت در جشنواره استانی بسیج و هلال احمر )

 

ض)سحرشهبازی کارگردانی نمایش های ازسال 86تاکنون

بخندتاعشق نمک گیر شود بعد برو- تالاب وگلایه (شرکت درجشنواره استانی ماه)

 

 

باپوزش از عزیزانی که اسامی وآثارشان ازقلم افتاده است

 

بازنویسی نهائی: بهار - فروردین ۱۳۹۰


 
 
اختتامیه تئاتر محراب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٦
 
نخستین جشنواره منطقه ای تئاتر محراب ویژه کانونهای فرهنگی وهنری مساجدغرب کشور باشناختن

 

برگزیدگان بکارخودپایان داد. این مراسم رأس ساعت ۱۷ باتلاوت قرآن آغازشد وپس از سخنرانی مسئولان

ستادعالی کانونهای مساجدکشورونیزذبیرخانه استان کرمانشاه نوبت به قرائت بیانیه   توسط داریوش

گراوندی یکی از داوران رسید پس از قرائت بیانیه  آرش دادگر آرا را قرائت نمود.

بازیگری اول مرد: امین ابراهیمی با نمایش رویای خاک غریب نوشته وکارخودش ازکوهدشت لرستان

بازیگری دوم مرد: مشترک توسط آقایان جعفر دردانه برای نمایش مانگه شو ازکنگاور وآقای  وحید نظری

برای نمایش یک دختر یک سرباز و گودرز رضائی برای نمایش قصه خوب خدا ازاسلام آبادغرب

بازیگری سوم مرد: آقای مهدی محمدی راد برای  نمایش یک دختر یک سربازازکرمانشاه وهومن روح تافی

برای نمایش ملتی درتبعید ابدی نوشته وکارخودش ازکرمانشاه

بازیگری زن :مقام اول هیئت داوران دراین بخش هیچکس رامستحق دریافت جایزه اول ندانست

بازیگری دوم زن : خانم ها نسرین احمدی ونسیم نامدارطاهری برای نمایش قصه خوب خدا بکارگردانی

سعیدنوروزی ازاسلام آبادغرب

بازیگری سوم زن : خانم ساحره حسین آبادی برای نمایش مانگه شو ازکنگاور وخانم دنیا قهرمانی

برای نمایش ملتی درتبعبد ابدی نوشته وکارهومن روح تافی ازکرمانشاه

کارگردانی : نفر اول امین ابراهیمی با نمایش رویای خاک غریب نوشته وکارخودش ازکوهدشت لرستان

نفر دوم : مشترک به آقایان جعفر دردانه برای نمایش مانگه شو نوشته وکار خودش ازکنگاور وبیژن رضائی

برای نمایش یک دختر ویک سرباز نوشته محمدرضا کوهستانی از کرمانشاه

کارگردانی سوم : آقایان وهومن روح تافی برای نمایش ملتی درتبعید ابدی نوشته وکارخودش ازکرمانشاه

و سعید نوروزی برای نمایش قصه خوب خدا نوشته حمیدرضا نعیمی ازاسلام آبادغرب

نویسندگی : نفر اول امین ابراهیمی با نمایش رویای خاک غریب نوشته وکارخودش ازکوهدشت لرستان

نویسندگی نفردوم :آقای هومن روح تافی وهومن روح تافی برای نمایش ملتی درتبعید ابدی نوشته

وکارخودش ازکرمانشاه

نویسندگی سوم : آرش منصوری موسیقی : نفر اول آقای عبدالرضانوشته آرش منصوری وکارگردانی

گودرز رضائی ازاسلام آبادغرب

 موسیقی : نفر آقای عبدالرضا غلامی برای نمایش مسافری به هیچ نوشته آرش منصوری وکارگردانی

گودرز رضائی ازاسلام آبادغرب

موسیقی نفر دوم : خانم سارابانو سپهری ازکرمانشاه برای نمایش مسیحا

طراحی صحنه نفراول: امین ابراهیمی با نمایش رویای خاک غریب نوشته وکارخودش ازکوهدشت لرستان

 طراحی صحنه نفردوم : خانم گلناراکبری  برای نمایش یک دختر یک سربازازکرمانشاه

طراحی صحنه نفرسوم : جعفر دردانه برای نمایش مانگه شو نوشته وکارخودش ازکنگاور

تقدیر ویژه :هیئت داوران سه تقدیر ویژه نیز داشت ۱ - آقای امیر کرم  پیشکسوت تئاتر کرمانشاه 

 کارگردان ونویسنده نمایش دراندرون غوغاست ازکرمانشاه برای سالها تلاش در عرصه نمایش های دینی

حاج کامران دلریش : کارگردان نمایش یلدای آبستن ازکرمانشاه وپیشکسوت تئاتر اسلام ابادغرب

وسرکارخانم یاسمن نقیب زاده (۶ساله) برای نمایش یک دختر یک سرباز از کرمانشاه

هیئت داوران : ۱- آرش دادگر ۲- داریوش گراوندی ۳ - دانیال حیدری


 
 
نتایج بازبینی تئاتر محراب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 
سلام علیکم

هیئت داوران ضمن تقدیرازحضور۷۶گروه نمایشی شرکت کننده درمرحله بازخوانی ونیزتقدیراز۳۲گروه نمایشی راه یافته به مرحله بازبینی آراء خود را به شرح ذیل جهت راهیابی به بخش مسابقه نخستین جشنواره منطقه ای تئاترمحراب ویژه کانونهای فرهنگی وهنری مساجدغرب کشور بدون ذکر اولویت   اعلام میدارد.

      نام نمایش                         نوشته                  کارگردان              شهرستان

۱-هواپیما ازآسمان میگذرد       رسول بانگین         سیدفریدون احمدی   سنندج

۲ -کورکور                             حسین پاکدل         حنیف مظفری             نهاوند   

۳- بانوی آُفتاب                  محمودفرضی نژاد          مالک آبسالان            دهلران

۴- رویای خاک غریب           امین ابراهیمی            امین ابراهیمی      کوهدشت

۵ -یک کودک یک سرباز      محمدرضاکوهستانی    بیژن رضائی             کرمانشاه

۶ - مسیحا                      سجادافشاریان           سیدفرهادلاری          کرمانشاه

۷ - ملتی درتبعید ابدی     هومن روح تافی        هومن روح تافی             کرمانشاه

۸- دراندرون غوغاست          امیرکرم                    امیرکرم                  کرمانشاه

۹ - مانگه شو                  جعفر  دردانه            جعفر  دردانه                کنگاور

۱۰- مسافری به هیچ         آرش منصوری               گودرز رضائی     اسلام آبادغرب

۱۱- قصه خوب خدا              حمیدرضا نعیمی        سعید نوروزی        اسلام آبادغرب

هیئت داوران:

۱ - نجات میرزائی                       ۲ - خسرو امیری                 ۳ - دانیال حیدری


 
 
جدول بازبینی جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام آبادغرب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٠
 

سمه تعالی

جدول بازبینی  جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام آبادغرب

 

ردیف

نام نمایش

کارگردان

شهرستان

تاریخ

ساعت

1-

تشنه حقیقت

صادق کیانی

ایوان غرب

14/8/89

11 صبح

2-

بانوی آفتاب

مالک آبسالان

دهلران

14/8/89

3 بعدازظهر

3-

چه کسی جنگ را...

حیدر رضایی

دهلران

14/8/89

5 بعدازظهر

4-

کور کور

حنیف مظفری

نهاوند

15/8/89

11 صبح

5-

خورشید پر

محسن وصال طلب

همدان

15/8/89

3 بعد ازظهر

6-

ارتفاعات الله اکبر

پژمان شاهوردی

بروجرد

16/8/ 89

11 صبح

7-

مجلس نامه طوبی

احسان ملکی

خرم آباد

16/8/89

3 بعدازظهر

8-

تنها یک گلوله

امیر زارع زاده

سقز

17/8/89

3بعدازظهر

9-

بهانه ای برای

مختار خضری

بانه

17/8/89

6 بعداز ظهر

10-

خوابی درمه و...

فرشیدکرمی

سنندج

18/8/89

11 صبح

11-

هواپیما درآسمان

فریدون احمدی

سنندج

18/8/89

1 بعد از ظهر

12-

خوش اقبال

موسی هدایتی

قروه

18/8/89

4 بعد ازظهر

13-

یک لحظه.....

علی زیستی

کرمانشاه

19/8/89

9 صبح

14-

ملتی درتبعید...

هومن روح تافی

کرمانشاه

19/8/89

10:30 صبح

15-

یک دختر یک...

بیژن رضائی

کرمانشاه

19/8/89

12ظهر

16-

وقت حکایت....

نداصادقیان

کرمانشاه

19/8/89

2 بعدازظهر

17-

دراندرون غوغا

امیرکرم

کرمانشاه

19/8/89

3:30 بعدازظهر

18-

سمفونی روی گدازه

سعیدجمشیدی

کرمانشاه

19/8/89

5 بعدازظهر

19-

شب هندوانه

سعید ذبیحی

کرمانشاه

19/8/89

6بعد ازظهر

20-

استخوانهاصداکند

حسین نادری

کرمانشاه

20/8/89

9 صبح

21-

شب هندوانه

فاطمه قوامپوری

کرمانشاه

20/8/89

10:30 صبح

22-

مسیحا

فرهاد لاری

کرمانشاه

20/8/89

12ظهر

23-

ساغرشکن

امیرکرم

کرمانشاه

20/8/89

2 بعدازظهر

24-

چه کسی جنگ را

شهرام الماسی

کرمانشاه

20/8/89

3:30 بعدازظهر

25-

جغد قرمز

نعمت اسدی مرام

هرسین

21/8/89

10صبح

26-

افسانه مردی که

مرتضی اسدی مرام

هرسین

21/8/89

11صبح

27-

حقیقت دارد توا

محمدرضا عظیمی

کنگاور

21/8/89

2بعدازظهر

28-

مانگه شو

جعفردردانه

کنگاور

21/8/89

3:30بعدازظهر

29-

خیال روی خطوط

جمال برفی

سنقر

21/8/89

5:30بعدازظهر

30-

سرزمین مادری

آرش منصوری

اسلام آبادغرب

22/8/89

9 صبح

31-

مسافری به هیچ

گودرز رضایی

اسلام آبادغرب

22/8/89

10:30 صبح

32-

طعم خوش عشق

حسن نوری

اسلام آبادغرب

22/8/89

12ظهر

33-

باورکنید......

علی حیاتی

اسلام آبادغرب

22/8/89

2 بعدازظهر

34-

امیر ارسلان

سیامک رعنائی

اسلام آبادغرب

22/8/89

3:30 بعدازظهر

35-

روز عزیزه مرده

محمد رفعتی

اسلام آبادغرب

22/8/89

5 بعدازظهر

 

نمایشهای های سجاده وخون ، اسم شب، سالهای بی خاطره، قصه خوب خدا باهماهنگی قبلی با دبیرخانه بصورت فیلم بازبینی خواهد شد.

 
 
هیچ مرجع ونهاد یا اداره ای به ما در برگزاری جشنواره منطقه ای تئاترمحراب کمک ن
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢
 
هیچ مرجع  ونهاد یا اداره  ای به ما در برگزاری جشنواره  منطقه ای تئاترمحراب کمک نمیکند.  

این مطلب را دانیال حیدری مسئول برگزاری جشنواره اعلام کرد وافزود با وجود این که جشنواره منطقه ای تئاتر محراب یک جشنواره عظیم دینی و مذهبی است ولی هیچ یک از دست اندرکاران فرهنگی وهنری استان کرمانشاه و کشور تاکنون هیچگونه همکاری با این جشنواره نداشته اند وتنها مرجع یاری رسان جشنواره دبیرخانه ستاد عالی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد کشور ودبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری استان کرمانشاه  میباشد.

وی افزود : اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان کرمانشاه و نیز مرکز هنرهای نمایشی و معاونت هنری  وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی می توانند با کمک های خود به این جشنواره دینی ومذهبی برغنای آن بیفزایند ودر راه اعتلای هنر نمایش دینی یاری رسان باشند .

وی افزود جشنواره منطقه ای تئاتر محراب ویژه کانونهای فرهنگی هنری  مناطق غرب کشور میباشد که با دریافت بیش از 76 متن کار بازخوانی متون آن آغاز شد و46متن نمایشی به مرحله بازبینی راه یافتند  وبازبینی ها از12 آبانماه آغازخواهدشد ولی این امر و بدون کمک های مالی و مادی کار درهمین  مرحله  متوقف خواهد ماند و بودجه و توان اندک دبیرخانه به اجرای نهایی جشنواره نخواهد رسید و گروههای تئاتر ی فراوانی که در سراسر منطقه در حال آماده سازی خود برای شرکت در این جشنواره هستند سرگردان خواهند ماند ودبیرخانه جشنواره هیچ پاسخی جز این که بعلت نبود منابع مالی  وعدم حمایت نهادهای فرهنگی هنری قادر به برگزاری جشنواره نیستیم  را نخواهد داد .

وی خاطر نشان کرد امیدواریم مسئولان به موقع به یاری این حرکت عظیم نمایشی در سطح منطقه غرب کشور بیایند و ما شاهد برگزاری یک جشنواره نمایشی دینی قوی در سطح منطقه غرب کشور باشیم.

جشنواره منطقه ای تئاتر محراب باحضور گروههایی ازاستانهای کرمانشاه- کردستان- ایلام -لرستان- همدان قرار است در30 ام آبان ماه 89 تا 3 آذرماه درشهرستان اسلام آبادغرب برگزار می گردد.


 
 
نتایج بازخوانی متون رسیده به جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢۸
 

با استعانت از خداوند متعال نتایج بازخوانی متون رسیده به جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام

 

آباد غرب به اطلاع عزیزان میرسد . این نکته قابل ذکر می باشد که انتخاب اثر از بین ۷۸ متن رسیده

 به جشنواره از ۵استان وبیش از ۲۰ شهرستان کاری بسیار دشوار و وقت گیر بوده وظرافت

ودقتی بالا را می طلبید تایید نشدن برخی متون  در این جشنواره بمنزله این نیست که آن متون 

 صلاحیت فنی را نداشته است بلکه با شرایط جشنواره وفراخوان آن واهداف مورد نظر همخوانی

نداشته است . امیدواریم در دوره های آینده برگزاری این جشنواره مقدس دینی شاهد حضور پربار

 تر عزیزان هنرمند در این جشنواره باشیم . انشاء الله    

               متون تأیید شده جهت شرکت دربازبینی جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام آباد غرب

 

نوع پذیرش

استان  - شهرستان

کارگردان

نویسنده

نام متن

ردیف

قطعی

کرمانشاه هرسین

مرتضی اسدی مرام

ابوالقاسم غلامحیدر

افسانه مردی که پوست می انداخت

1-

قطعی

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

ملتی درتبعیدابدی

2 -

مشروط

کرمانشاه- کنگاور

جعفردردانه

جعفردردانه

مانگه شو

3-

قطعی

کرمانشاه

بیژن رضائی

محمد رضا کوهستانی

یک دختر یک سرباز

4-

قطعی

کرمانشاه

نداصادقیان

مجیدسرسنگی

وقت حکایت رحمان

5-

قطعی

کردستان

فرشیدکرمی

فرشیدکرمی

خوابی درمه وناباوری

6 -

مشروط

اسلام آبادغرب

سیامک رعنایی

سیامک رعنایی

امیرارسلان

7 -

مشروط

کرمانشاه                

مجتبی مرادی

مجتبی مرادی

سجاده وخون

8-

قطعی

اسلام آبادغرب

آرش منصوری

آرش منصوری

سرزمین مادری

9-

قطعی

اسلام آبادغرب

گودرز رضایی

آرش منصوری

مسافری به هیچ

10-

قطعی

کردستان

موسی هدایتی

موسی هدایتی

خوش اقبال

11-

قطعی

اسلام آبادغرب

علی حسن نوری

علی حسن نوری

طعم خوش عشق

12-

قطعی

کرمانشاه -هرسین

نعمت اسدی مرام

نعمت اسدی مرام

جغدقرمز

13-

قطعی

کرمانشاه

پوریا جلالی

عبدالرضاروضه

راز سوگ پروانه

14-

قطعی

اسلام آبادغرب

سعیدنوروزی

حمیدرضانعیمی

قصه خوب خدا

15-

مشروط

            کرمانشاه

امیرکرم

امیرکرم

دراندرون غوغاست

16-

قطعی

کرمانشاه

سعیدجمشیدی

میلاداکبرنژاد

سمفونی روی گدازه

17-

قطعی

کرمانشاه - کنگاور

محمدرضاعظیمی

میلاداکبرنژاد

حقیقت دارد تورادر...

18-

مشروط

ایلام

مالک آبسالان

محمودفرضی

بانوی آفتاب

19-

قطعی

کردستان

فریدون احمدی

رسول بانگین

هواپیما درآسمان

20-

قطعی

اسلام آبادغرب

محمد رفعتی

محمدچرمشیر

روزه عزیزمرده

21 -

قطعی

لرستان_ خرم آباد

احسان ملکی

اصغرخلیلی

مجلس نامه طوبی

22 -

مشروط

لرستان _ بروجرد

هدیه جنت

پژمان شاهوردی

وقتی جنگ تموم بشه

23-

مشروط

    لرستان   بروجرد    

پژمان شاهوردی

پژمان شاهوردی

ارتفاعات الله اکبر

  24 -   

مشروط

کرمانشاه

فاطمه قوامپوری

علی زیستی

شب هندوانه

25-

مشروط

کرمانشاه

سعید ذبیحی

علی زیستی

شب هندوانه

26-

قطعی

کرمانشاه - کنگاور

رستم آبادی

دوگوهرانی

شمرخوان

27-

قطعی

کرمانشاه

حسین نادری

صحرا رمضانیان

استخوانها صدا کند

28-

قطعی

دهلران-ایلام

حیدررضایی

امین ابراهیمی

چه کسی جنگ راآغاز

29 -

قطعی

کرمانشاه

شهرام الماسی

امین ابراهیمی

چه کسی جنگ راآغاز

30 -

مشروط

کرمانشاه

علی زیستی

علی زیستی

یک لحظه یک عمر

31 -

مشروط

   کردستان - بانه

مختارخضری

مختارخضری

بهانه ای  برای

32 -

مشروط

کردستان سقز

امیرزارع زاده

امیرزارع زاده

تنهایک گلوله

33 -

قطعی

کرمانشاه

سیدفرهادلاری

سجادافشاریان

مسیحا

34 -

مشروط

کرمانشاه

علی حیاتی

علی حیاتی

باورکنیدبی گناهم

35 -

قطعی

کرمانشاه

امیر حیاتی

عبدالرضاروضه

ناجلد

36 -

قطعی

کرمانشاه

علیدادبرجی

فدایی حسین

شبیه پدر

37 -

قطعی

کرمانشاه

احمدصدفی

احمدصدفی

آخردنیا

38 -

قطعی

کرمانشاه

فاطمه حیدری

زهراحیدری

فریادهای دخترکویری

39 -

قطعی

ایلام_ایوانغرب

صادق کیانی مقدم

فردین میلانی

تشنه حقیقت

40 -

قطعی

همدان

حنیف مظفری

علیرضاحنیفی

ابو غریب تا غربت

41-

قطعی

همدان

حنیف مظفری

حمیدرضاصفا

دوره گرد

42 -

قطعی

لرستان_ خرم آباد

ستار مهر شاد

فدایی حسین

اسم شب

43 -

قطعی

سنقر

جمال برفی

حمید رضا آذرنگ

خیال روی خطوط موازی

44 -

قطعی

همدان

محسن وصال طلب

بهنام میرزایی

خورشید پر

45 -

قطعی

کرمانشاه

مازیار اسد زاده

فرهاد ارشاد

شباهنگام

46-

 

               دانیال حیدری

دبیرخانه جشنواره تئاتر منطقه ای محراب اسلام آبادغرب

 


 
 
اعلام زمان نتایج بازخوانی
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٥
 
به اطلاع عزیزان شرکت کننده در جشنواره تئاتر منطقه ای محراب می رساند بعلت حجم

 

بالای متون رسیده به دبیرخانه جشنواره  زمان اعلام نتایج آخر هفته آینده ۱/۷/۸۹ و از طریق

 همین  وب سایت

 وشماره تلفن  های : ۰۹۳۷۸۲۹۷۶۵۸ و ۰۹۳۶۷۸۵۶۶۴۵ اعلام خواهد شد

 

 

 

با تشکر دبیرخانه جشنواره منطقه ا ی تئاتر محراب


 
 
لیست متون رسیده به دبیرخانه جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام آبادغرب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٠
 

لیست متون رسیده به دبیرخانه جشنواره منطقه ای تئاتر محراب اسلام آبادغرب

 

استان –شهرستان

کارگردان

نویسنده

نام متن

ردیف

آذربایجان شرقی-تبریز

اسماعیل شهبازی

عباس شاه کرم

آقای قاضی صدایم را میشنوی

1

کرمانشاه -هرسین

مرتضی اسدی مرام

ابوالقاسم غلامحیدر

افسانه مردی که پوست میانداخت

2

کرمانشاه

هومن روح تافی

شهرام کرمی

بلوط های تلخ

3

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

بعدازجنگ پیش مابرگرد

4

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

خداوندعلم وشمشیر

5

کرمانشاه

هومن روح تافی

میلاداکبرنژاد

عاشقانه

6

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

ملتی درتبعیدابدی

7

کرمانشاه

هومن روح تافی

رضاحسینیان

جدول

8

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

بانو

9

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

صدای خالی سمیرا

10

کرمانشاه

هومن روح تافی

مهدی ایوبی

حریربرزمینه

11

کرمانشاه

هومن روح تافی

هومن روح تافی

پاره های آسمان

12

کرمانشاه- کنگاور

معصومه شیشکانی

سیدحسین فدایی حسین

زیرخاکی

12

کرمانشاه - کنگاور

جعفردردانه

جعفردردانه

مانگه شو

13

کرمانشاه

بیژن رضایی قادری

محمدرضاکوهستانی

یک دختر یک سرباز

14

کرمانشاه

نداصادقیان

مجیدسرسنگی

وقت حکایت رحمان

15

 کردستان

 

فرشیدکرمی

خوابی درمه ناباوری

16

 کردستان

 

اسعدفریدی

دلبران

17

کرمانشاه – اسلام آبادغرب

سیامک رعنایی

سیامک رعنایی

امیرارسلان

18

کرمانشاه

مجتبی مرادی

مجتبی مرادی

سجاده وخون

19

کرمانشاه – اسلام ابادغرب

آرش منصوری

آرش منصوری

سرزمین مادری

20

کرمانشاه_ اسلام آبادغرب

آرش منصوری

آرش منصوری

موج ماراخواهدبرد

21

کرمانشاه_ اسلام آبادغرب

گودرز رضایی

آرش منصوری

مسافری به هیچ

22

کردستان

موسی هدایتی

موسی هدایتی

سیب میخک ریز

23

کردستان

موسی هدایتی

موسی هدایتی

خوش اقبال

24

کردستان

موسی هدایتی

موسی هدایتی

من اعتیاددارم

25

کرمانشاه_ اسلام آبادغرب

علی حسن نوری

علی حسن نوری

طعم خوش عشق

26

کرمانشاه -هرسین

مرتضی اسدی مرام

نعمت اسدی مرام

جغدقرمز

27

 کرمانشاه

عبدالرضاروضه

عبدالرضاروضه

چرخ تا چرخ

28

کرمانشاه

پویاجلالی

عبدالرضاروضه

راز سوگ پروانه

29

کرمانشاه

سعیدنوروزی

حمیدرضانعیمی

قصه خوب خدا

30

کرمانشاه

امیرحیاتی

امیرکرم

ساغرشکن

31

کرمانشاه

امیرکرم

امیرکرم

دراندرون غوغاست

32

کرمانشاه_ اسلام آبادغرب

سعیدمیرزایی

 

یکی منوبگیره

33

کردستان

شاهورستمی

شاهورستمی

مرده ایم همین دوروورا

34

کرمانشاه

سعیدجمشیدی

میلاداکبرنژاد

سمفونی روی گدازه

35

کرمانشاه - کنگاور

محمدرضاعظیمی

میلاداکبرنژاد

حقیقت دارد تورادر...

36

ایلام

مالک آبسالان

محمودفرضی نژاد

بانوی آفتاب

37

کردستان

فریدون احمدی

محمدجوادصالحی

روایت عشق

38

 کردستان

محمودمحمدی

رسول بانگین

هواپیماازآسمان

39

کرمانشاه_ اسلام آبادغرب

محمدامین رفعتی

رسول بانگین

مرگ بر مرگ

40

کرمانشاه_ اسلام آبادغرب

محمدامین رفعتی

محمدچرمشیر

روزعزیزمرده

41

 

 

علیرضاغلامی

یک دنیا مین وجورابهای...

42

کرمانشاه

جلال حسنوند

سیدفرهادلاری

ازآغازتاپایان

43

لرستان_ خرم آباد

احسان ملکی

اصغرخلیلی

مجلس نامه طوبی

44

لرستان _ بروجرد

هدیه جنت

پژمان شاهوردی

وقتی جنگ تموم بشه

45

لرستان _ بروجرد

پژمان شاهوردی

پژمان شاهوردی

ارتفاعات الله اکبر

46

کرمانشاه

بیژن رضایی

خسروامیری

مهمانی درمخچه

47

کرمانشاه

فاطمه قدامپور

علی زیستی

شب هندوانه

48

کرمانشاه- اسلام آبادغرب

سعیدذبیحی

علی زیستی

امشب شب یلدا

49

کرمانشاه

حسین نادری

صحرارمضانیان

استخوانها صداکندتاخ تاخ

50

کرمانشاه

حسین نادری

حمیدرضاآذرنگ

دومتردردومترجنگ

51

 

مهردادرستم آبادی

مهردادرستم آبادی

عروج

52

 

مهردادرستم آبادی

مهدی دوگوهرانی

شمرخوان

53

دهلران-ایلام

حیدررضایی

امین ابراهیمی

چه کسی جنگ راآغاز

54

کرمانشاه-ماهیدشت

شهرام الماسی

امین ابراهیمی

چه کسی جنگ راآغاز

55

کرمانشاه

بیژن رضایی

آرش عباسی

بادکه می نویسد

56

کرمانشاه

علی زیستی

علی زیستی

فرش تا عرش

57

کرمانشاه

علی زیستی

علی زیستی

یک لحظه یک عمر

58

کرمانشاه

نرگس مرادی

علی زیستی

شاخه گل رعنا

59

کرمانشاه

مازیاراسدزاده

پویابازرگان

محکومیت

60

کرمانشاه- اسلام آبادغرب

سحرشهبازی

نعیم سلیمان پور

تالاب

61

کردستان-بانه

مختارخضری

مختارخضری

بهانه ای  برای تو

62

کردستان-سقز

امیرزارع زاده

امیرزارع زاده

تنهایک گلوله

63

کرمانشاه

سیدفرهادلاری

سجادافشاریان

مسیحا

64

 کردستان

موسی هدایتی

موسی هدایتی

من اعتیاد دارم

65

 کرمانشاه

علی حیاتی

علی حیاتی

باورکنیدبی گناهم

66

 کرمانشاه

احمدصدفی

عبدالرضاروضه

ناجلد

67

کرمانشاه

علیدادبرجی

سیدحسین فدایی حسین

شبیه پدر

68

کرمانشاه

احمدصدفی

احمدصدفی

آخردنیا

69

کرمانشاه

فاطمه حیدری

زهراحیدری

فریادهاونجواهای دخترکویری


 
 
استقبال هنرمندان غرب کشور از جشنواره تئاتر منطقه ای محراب اسلام آباد غرب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۱
 

استقبال هنرمندان غرب کشور از جشنواره تئاتر منطقه ای محراب اسلام آباد غرب

به گفته دانیال حیدری مسئول برگزاری این جشنواره تاکنون بیش از 40 متن نمایشی از استانهای همدان کردستان ایلام لرستان وکرمانشاه به دبیرخانه جشنواره منطقه ای تئاتر محراب راه یافته است وکارگردانان ونویسندگان سرشناس غرب کشور برای شرکت دراین جشنواره اعلام امادگی نموده اند

گفتنیست جشنواره تئاتر محراب  در اسلام آبادغرب و درسطح منطقه غرب و ویژه کانونهای فرهنگی هنری مساجد میباشد


 
 
فرم شرکت در جشنواره منطقه ای تئا تر محراب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٧
 

بسمه تعالی

" تئاترمنبراست بلکه بالاتر از منبر "     

 

فرم شرکت درنخستین جشنواره منطقه ای تئا تر محراب اسلام آبادغرب                                      

( ویژه کانونهای فرهنگی هنری مساجد منطقه غرب کشور )

اینجانب :                                        کارگردان نمایش :                          نوشته :

 

ازاستان :                                      شهرستان :                                              کانون فرهنگی هنری مسجد :  

 

آدرس محل سکونت :        

شماره همراه :                                                     شماره تلفن :

باقبول شرایط جشنواره فوق با ارسال سه نسخه از نمایش مذکور متقاضی شرکت در نخستین جشنواره  منطقه ای تئاتر محراب اسلام آبادغرب  میباشم .         

 

شماره تلفن های ضروری جهت تماس با دبیرخانه :     5224155   0832-    09367856645                                                                                                             09357977583                      09367856645

 

      امضا  ء  -         


 
 
اخبار تئاتر منطقه ای محراب
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٧
 

بسمه تعالی

 

با استعانت از خداوند متعال و در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج اله ) وباآرزوی توفیقات برای رهبرعظیم الشان انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای ودرسالی که مزین بنام همت مضاعف - کارمضاعف شده است کانون فرهنگی هنری حضرت رقیه (س) مسجدقمربنی هاشم (ع) درنظردارد باهمکاری اداره فرهنگ وارشاداسلامی شهرستان ونهادهای مسئول شهرستان (فرمانداری- شهرداری وشورای اسلامی شهرآموزش وپرورش و..........) وباهمکاری دبیرخانه محترم نظارت برکانونهای فرهنگی هنری مساجد استان کرمانشاه  وباصلاحدیداین دبیرخانه محترم اولین دوره جشنواه منطقه ای  تئاترمساجد منطقه غرب کشور  را باعنوان  جشنواره منطقه ای  (تئاترمحراب)      ویژه کانونهای فرهنگی هنری مساجد منطقه غرب کشور  رادرسطح  شهرستان اسلام آبادغرب را امسال برگزارنماید

 

 

اهداف :

 1 – ارتقاء هنرمتعالی تئاتربخصوص تئاترهایی بامضامین دینی درجهت هرچه اسلامی ترشدن این هنرمقدس

2- شناسایی هنرمندان فعال درزمینه امورنمایشی که درکانون های فرهنگی هنری  عضوبوده وفعالیت مینمایند

3- برگزاری کلاسهای آموزشی درطول برگزاری این جشنواره درجهت ارتقاء سطح دانش علمی تئاتری اعضا عضوکانونهای مساجد

4 – رساندن پیام آسمانی دین ومفاهیم عمیق دینی بوسیله هنرتاثیرگذارتئاترونمایش

5- سرگرم سازی وغنی سازی اوقات فراغت اعضاء کانونها

6- ایجادزمینه تعامل هرچه بیشتر و بهتربین اعضاوآشنایی اعضاکانونها بایکدیگرازطریق شرکت درجشنواره واقامت درمحیطی واحد

7- ارتقاءهنردینی وشناساندن هنرناب دینی به شرکت کنندگان

ب) اولویت ها وموضوعات نمایشها جهت شرکت درجشنواره

1: با توجه به نام جشنواره و اهداف درنظر گرفته شده هر گونه متن نمایشی که مرتبط با موضوعات دینی واسلامی (قصص قرآن ، زندگی ائمه وپیامبران (علیهماسلام) ونمازومسجد) باشد

2: متون نمایشی هشت سال دفاع مقدس ، زندگینامه شهدا،ایثارگران خصوصاً سرداران و دلاورمردان غرب کشور

3: موضوعات آیینی وافسانه های ایرانی وملی ومذهبی

4: موضوعاتی مرتبط بانامگذاری امسال (همت مضاعف- کارمضاعف) بشرط قوی وفنی بودن

5: درصورتی که جشنواره پذیریش غیر از موضوعات فوق را داشته باشد نمایشها با موضوعات آزاد(بشرط قوی بودن متون) نیز درجشنواره مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت .

 

 پ) نحوه شرکت درجشنواره

متقاضیان باید سه نسخه از نمایشنامه خود را درزمان تعیین شده درفراخوان به دبیرخانه ارسال نموده که مجوز کتبی از نویسنده نمایش و ارائه به دبیرخانه الزامی می باشد . 

تبصره : نمایشهایی که توسط شرکت کنندگان به نگارش درآمده باشد (دستنویس ) نیز (درصورت فنی وقوی بودن متون ) دراولویت خواهند بود .

 

 

  

ت ) مکان دبیرخانه :

دبیرخانه این جشنواره درصورت دراختیار نهادن امکانات دفتری ازسوی اداره فرهنگ وارشاداسلامی شهرستان  درمجتمع فرهنگی هنری غدیر واقع دراسلام آبادغرب ، هفتصد دستگاه ، انتهای بلوار معلم دایر می گردد . ودرغیراینصورت محل کانون بعنوان دبیرخانه معرفی میگردد.

                                   

 

 ث) تقویم جشنواره:

تقویم برگزاری نخستین جشنواره تئاتر محراب بتصویب دبیرخانه ستاد عالی

و دبیرخانه کرمانشاه رسید.

 

تقویم جشنواره

1-  زمان ارسال فراخوان به گروههاو ادارات و نهادهای مرتبط  مردادماه

 2-  مهلت ارسال آثارتا هفته اول شهریورماه  89- (شنبه 6 /6 /89 )

3  - بازبینی آثار نیز هفته دوم مهرماه 89 صورت خواهد گرفت .  

                  (24لغایت 28/7 /89 )    

                                                                                                              4 - زمان برگزاری جشنواره درروزهای چهارشنبه 5 /8/89 لغایت جمعه 7

آبانماه  89

+++++++++++++++++++

ازسوی دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان کرمانشاه اعلام شد .

 

دانیال حیدری : مسئول برگزاری جشنواره  منطقه ای تئاترمحراب وآقایان حاج کامران دلریش

و حاج  داوود شیرزادی- طه حیدری - مهندس کامران فرزامی نژاد بعنوان شورای مرکزی این

جشنواره برگزیده شدند . دبیرخانه این جشنواره فردا رسماْ آغاز بکار خوواهد نمود .

آدرس دبیرخانه : اسلام آبادغرب هفتصد دستگاه مجتمع فرهنگی هنری غدیر

۰۸۳۲۵۲۲۴۱۵۵ - ۰۹۳۷۸۲۹۷۶۵۹  - ۰۹۳۶۷۸۵۶۶۴۵ تلفن های تماس دبیرخانه


 
 
اسامی نمایش های راه یافته به جشنواره 12- 15 مرداد 89
نویسنده : دانیال حیدری - ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٢
 

اسامی نمایش های راه یافته به جشنواره 12- 15 مرداد 89

رحمت : پژمان شاهوردی از  شهرستان  بروجرد

مرده ایم : شاهو رستمی از شهرستان  سنندج

خون لجن :  امین ابراهیمی از  شهرستان خرم آباد

لودرچی: حیدررضایی از  شهرستان  دهلران

آخرین معبر: محمد زارع زاده از  شهرستان سقز

دومتر در دومتر جنگ :  حسین نادری از  شهرستان  کرمانشاه

پاییز هزار وسیصد وجنگ :سعید نوروزی از  شهرستان  کرمانشاه

موج ما راخواهد برد : از اسلام آباد غرب

مردی با چشمان آبی : مرتضی اسدی مرام از  شهرستان  هرسین

مهمهانی درمخچه : بیژن رضایی از  شهرستان  کرمانشاه


 
 
← صفحه بعد